X
تبلیغات
متنوع

انشا و انشا نویسی  

خواندن و نوشتن

بارها شنيده‌ايم يا خوانده‌ايم كه تحصيل‌كردگان ما از نوشتن عاجزند و مثلاً اگر براي كاري به اداره‌اي مراجعه كنند نمي‌دانند كه چگونه بايد درخواست خود را كتباً به عرض مقامات آن اداره برسانند.اين شكوه به قدري تكرار شده است كه غالباً از نكته‌اي كه در آن مستتر است غافل مي‌مانيم. اين نكته طرز تلقي جامعه ما و حتي اهل فن و مقامات مسئول آن از نوشتن و نقش و جايگاه آن در زندگي فردي و اجتماعي است. انسان در هر حال ناچار است كه با همنوعان خود حرف بزند و معمولاً هم مخاطبان او منظورش را مي‌فهمند و همين كافي است. اما نوشتن چنين نيست. در شكايت آغاز اين مقاله، اين فرض مستتر است كه نوشتن، برخلاف حرف زدن، عملي است بسيار رسمي و تنها در مواقع معين، مثلاً هنگام مراجعه به ادارات دولتي، به آن نيازمند مي‌شويم. اگر مشكل به همين جا ختم مي‌شد، اين شكايت ديرينه هم وجهي نداشت. چون معمولاً بار جامعه بر زمين نمي‌ماند، كساني هستند كه اين عيب تحصيل‌كردگان و تحصيل‌نكردگان ما را رفع مي‌كنند و كار عريضه نويساني كه دم در برخي از ادارات پرمراجع كار ارباب رجوع را راه مي‌اندازند، ظاهراً همين است.

اين شكوه تكراري در واقع نه تنها نظر جامعه ما بلكه نظر جامعه‌اي را كه هنوز به مرحله فرهنگ كتبي وارد نشده است و فرهنگ غالب آن شفاهي است نسبت به نوشتن منعكس مي‌كند. اين نظر را به سه جزء مي‌توان تفكيك كرد: نوشتن، برخلاف سخن گفتن، يك توانايي همگاني نيست بلكه موهبت خاصي است كه به اشخاص معيني ارزاني شده است؛ نوشتن، برخلاف سخن گفتن، خاص موقعيتهاي معيني است؛ و نوشتن، برخلاف سخن گفتن، جز در قالب عبارات معين پذيرفته نيست.اين نظر ريشه تاريخي دارد. مسلم است كه خواندن و نوشتن، برخلاف سخن گفتن كه جزء ويژگيهاي طبيعي آدمي و فصل مميز او از حيوانات ديگر است، دو پديده فرهنگي است و ميزان رواج و رونق آن در جوامع مختلف متفاوت است. جوامعي هستند كه خط را نمي‌شناسد و كار زندگيشان هم مي‌گذرد، و جوامعي هم هستند كه از آن جز در مواقع خاص استفاده نمي‌كنند. در فرهنگ گذشته ما خواندن و نوشتن تنها به صاحبان مشاغل خاصي محدود بوده و از اين دو عموميت نوشتن بسيار كمتر از خواندن بوده است. هنوز هستند كساني كه مي‌توانند بخوانند اما به اصطلاح خط ندارند، يعني نمي‌توانند چيزي بنويسند.

اين صفتي نيست كه مختص جامعه قديم ما باشد؛ همه فرهنگهاي سنتي گذشته اساساً فرهنگهاي شفاهي بوده‌اند. در اين نوع جوامع روابط مردم غالباً شخصي و رودررو است و ضعف و كندي ارتباطات نيز باعث مي‌شود كه ميان مردمي ‌كه در فواصل دور از يكديگر زندگي مي‌كنند رابطه چنداني نباشد. بنابراين، توانايي خواندن و نوشتن منحصر به اهل علم است كه كار انتقال علوم از نسلي به نسل ديگر را برعهده دارند و به ديوانيان كه مكاتبات مهم رسمي را انجام مي‌دهند. جز اين دو طايفه، ديگران يا خواندن و نوشتن نمي‌دانند و يا اگر بدانند استفاده چنداني از آن نمي‌كنند. چون خواندن و نوشتن امري اختصاصي است، غالباً ميان زباني كه اهل فن به آن مي‌نويسند و زبان يا زبانهايي كه مردم به آن تكلم مي‌كنند پيوند چنداني وجود ندارد، بلكه زبان نوشتار بيشتر تابع زبان ادبيات است؛ لازم‌ترين توانايي براي نويسندگي مهارت در فنون ادبي و در استخدام قالبهايي است كه نويسندگان موفق پيشين به كار برده‌اند.

در جوامع جديد وضع از قرار ديگري است. در اين جوامع، همگاني بودن باسوادي، هر چند معمولاً با شعارهاي بشردوستانه توجيه مي‌شود، در واقع ضرورتي است كه بدون آن كار جامعه راه نمي‌افتد. روابط شخصي و رودررو، كه بنياد آنها بر گفتگوي شفاهي است، جاي خود را به روابطي مي‌سپارد كه معمولاً به وساطت نهادهاي رسمي اجتماعي برقرار مي‌شود. و در اين ميان، وسيله اصلي انتقال خواستها نوشتن است. گسترش تكنولوژيهاي ارتباطي هم باعث مي‌شود كه مردم مناطق دوردست بتوانند با هم ارتباط داشته باشند و يكي از مهمترين طرق برقرار كردن اين نوع ارتباطات نوشتن است (رواج وسايلي چون تلفن هم نياز به مكاتبه را از بين نمي‌برد). در اين جوامع، برخلاف جوامع سنتي كه آموزش شغلي و حرفه‌اي معمولاً در سنين خاص و در محيطهاي بسته خانواده يا كارگاه يا مغازه انجام مي‌شود، آموزش امري مداوم است كه در سن خاصي پايان نمي‌گيرد و وسيله اصلي آن هم خواندن و نوشتن است. و بالاخره، فاصله ميان زبان نوشتار، يا گونه رسمي و همگاني زبان نوشتار، با زبان گفتار عموم مردم كمتر مي‌شود.

گذر از جامعه شفاهي سنتي به جامعه كتبي جديد هر چند امري ناگزير است، در هر جامعه‌اي با مشكلات خاصي همراه است و اگر از پيش و در جريان اين گذر چاره‌اي براي اين مشكلات انديشيده نشود ممكن است مسائل ديرپايي براي جامعه به وجود بيايد. جامعه ما هم، هر چند ضرورت اين گذر را پذيرفته، اما هنوز گام اول را در اين راه به طور كامل برنداشته است. با اينكه سالهاست كه در كشور ما شعار مبارزه با بيسوادي داده مي‌شود هنوز بسياري از مردم ما بي‌سوادند و افزايش بي‌حساب جمعيت هم اكنون سبب شده است كه همه افرادي كه به سن مدرسه رفتن مي‌رسند نتوانند پا به مدرسه بگذارند.

اما حتي اگر مشكل بي سوادي آشكار حل شود ـ يعني اگر همه جمعيت فعال ما روزي خواندن و نوشتن بياموزند ـ باز هم مشكل بي سوادي پنهان بر جاي خود باقي است؛ فرق ميان سواد ظاهري و سواد واقعي به اندازه فرق ميان اشتغال ظاهري و اشتغال واقعي است. بي‌سوادي واقعي وقتي از ميان برداشته مي‌شود كه مردم ما اولاً خواندن و نوشتن را در كنار هم بياموزند و ثانياً بتوانند از اين دو مهارت در عمل استفاده كنند.

توجه نظام آموزشي جديد ما، از آغاز، به آموزش خواندن بوده است، و نوشتن در اين نظام جاي مهمي نداشته است، دليل اين امر هم شايد اين باشد كه نخسين مدارس جديد در ايران براي تربيت كارمند دولت پديد آمد، و نخستين كساني كه كتابهاي ادبيات مدارس را نوشتند آخرين نسل بزرگان ادب سنتي ما بودند كه خود پرورده جامعه شفاهي گذشته بودند و كمال مطلوبشان پرورش ديوانيايي بود كه به سنت اساتيد متقدم چيز بنويسند و در عين حال بي‌بهره از معارف جديد نباشند. امروزه هر چند شرايط از بيخ و بن عوض شده است، اما الگويي كه اين بزرگان در عالم تأليف كتب درسي زبان و ادبيات فارسي به دست داده‌اند همچنان با تغييرات اندكي در كتابهاي درسي تكرار مي‌شود. اساس اين الگو بر آموزش خواندن است و اين كار هم بر فرضهايي مبتني است كه هر چند به صراحت در جايي بيان نشده است اما همواره تهيه‌كنندگان برنامه آموزشي ما به آن پايبند بوده‌اند:

1) فرض بر اين است كه نوآموز قبلاً زبان فارسي معيار را مي‌داند و فقط بايد خواندن و نوشتن آن را بياموزد. اين فرض در كشوري چون ايران، كه بسياري از نوآموزان در خانه خود به فارسي سخن نمي‌گويند يا به گويشي از زبان فارسي حرف مي‌زنند كه با فارسي معيار فرق بسيار دارد. مشكلات بسياري پديد آورده است. در كتابهاي موجود آموزش زبان و ادبيات فارسي فرض بر اين است كه همه نوآموزان به يك اندازه با فارسي آشنايي دارند، اما حقيقت اين است كه مشكلات دانش‌‌آموزان مناطق مختلف در آموزش فارسي معيار نوشتاري با هم فرق دارد و اين مشكلات بايد در تهيه متون درسي مورد توجه قرار گيرد. در حالي كه دانش آموزان ما زبانهاي بيگانه (عربي و انگليسي يا زبانهاي اروپايي ديگر) را به كمك متوني مي‌آموزند كه با عنايت به مشكلات خاص فارسي زبانان در فراگيري اين زبانها فراهم آمده است، فارسي را بايد از روي «جُنگها» يي بيامورند كه در آنها نمونه‌هايي از نظم و نثر بي هيچ ترتيبي در كنار هم قرار گرفته‌اند. يكي از هدفهاي آموزش زبان و ادبيات فارسي تثبيت و تحكيم زبان ملي كشور است، اما روش فعلي در واقع نتيجه‌اي ديگر مي‌دهد: دانش آموزي كه زبان مادريش فارسي نيست، چون با اين روش سخن گفتن به زبان فارسي معيار را نمي‌آموزد هر جا كه ضرورتي در كار نباشد يا فرصتي دست دهد به زبان «مادري» خود پناه مي‌آورد. در كشور ما، ترويج و اشاعه زبان فارسي يك ضرورت فرهنگي و سياسي و تاريخي است، اما با شيوه فعلي نمي‌توان به اين هدف دست يافت.


2)
پس در تهيه كتابهاي درسي فارسي ما فرض بر اين است كه دانش آموز «زبان» را مي‌شناسد، يا در همان يكي دو سال اول فرا مي‌گيرد، و وظيفه اصلي او آموختن ادبيات است. در لزوم آموختن ادبيات به دانش آموز ترديدي نيست، اما بحث بر سر اين است كه دانش آموز بايد آگاه باشد كه آنچه مي‌آموزد در حوزه زبان است يا ادبيات، و مثلاً فلان تعبير يا فلان ساختمان از تعبيرات و ساختمانهاي رايج زبان معيار است و بايد در گفتار و نوشتار آن را به كار ببرد، يا نويسنده‌اي صاحب سبك به اقتضاي مقام سخن خود آن را ساخته و تقليدپذير نيست. از اين نظر فرقي ميان ادبيات معاصر و ادبيات گذشته نيست، جز اينكه البته زبان ادبيات معاصر غالباً به زبان معيار نزديكتر است.

چاره اين كار، برخلاف آنچه برخي توصيه مي‌كنند، اين نيست كه آموزش ادبيات را از برنامه درسي حذف كنيم؛ به عكس، مشكل نظام آموزشي ما در اين است كه ارجي را كه بايد به ادبيات نمي‌نهند. آنچه در نظام آموزشي ما به عنوان ادبيات به دانش‌آموز ياد داده مي‌شود قطعاتي است كه بي هيچ قاعده‌اي، و گاهي تنها به دليل دشوار بودن، براي درج در كتابهاي درسي برگزيده شده است. البته شك نيست كه در ادب گذشته ما واژه‌ها و عبارات دشوار فراوان است، اما سعي در آموختن اين عبارات و واژه‌ها به دانش آموز عبث است، چون مگر چه قدر ا ز اين عبارات را مي‌توان در ساعات محدود درس ادبيات به دانش آموز آموخت؟ هدف آموختن ادبيات به دانش‌آموز بايد اين باشد كه قوه‌اي در او پديد آيد كه بتواند از سر اين عبارات دشوار بگذرد و به معنايي كه در پس آنهاست برسد ـ البته اگر چنين معنايي در كار باشد ـ و اين جز با ايجاد انس با ادبيات در دانش آموز ميسر نمي‌شود؛ اما نظام آموزشي ما تنها احساسي كه نسبت به ادبيات در دانش آموز ميسر نمي‌شود؛ اما نظام آموزشي ما تنها احساسي كه نسبت به ادبيات در دانش آموز پديد مي‌آورد احساس وحشت است. قطعه بر دار كردن حسنك وزير در تاريخ بيهقي ، كه حتي به يك بار خوانده شدن به صداي بلند، در كسي كه سواد فارسي متعارف داشته باشد و معناي بسياري از عبارات قديمي آن را هم نفهمد احساس شفقت برمي‌انگيزد، در نظر دانش آموزان ما اژدهاي هفت سري است كه مو بر تن ايشان راست مي‌كند.

درست برخلاف تصوري كه در مورد زبان داريم، يعني تصور مي‌كنيم كه هيچ چيزي در زبان آموختن نمي‌خواهد، در مورد ادبيات تصور ما بر اين است كه دانش آموز، به سر خود، هيچ چيز را درنمي‌يابد و بايد همه چيز را براي او توضيح داد؛ اما اين «همه چيز» جز مشتي لغات و عبارات منسوخ نيست. درس ادبيات فارسي ما، به جاي اينكه سرآغاز آشنايي دانش آموزان با ادبيات فارسي باشد آغاز وداع ايشان با آن است.

3)در نتيجه، دانش آموز مرز ميان زبان گفتاري معيار را كه بايد در گفتگوها به كار برد و زبان نوشتاري معيار را كه بايد در نوشتن از آن استفاده كند، باز بان ادبي گذشته نمي‌ شناسد. بلكه به عكس، نظام آموزشي فعلي اين تصور را در دانش آموز ايجاد مي‌كند كه زبان نوشتاري همان زبان ادبي است، يا لااقل زباني است كه بيشتر به پيرايه‌هاي ادبي آراسته باشد. دانش آموزاني كه زبان مادريشان فارسي نيست بيشتر مستعد ابتلا به اين بيماري‌اند و در سنين بالاتر كه نويسنده ـ و بخصوص روزنامه نويس ـ مي‌شوند هنر نويسندگي را در اين مي‌دانند كه نوشته سست و نامفهوم خود را جابجا با عبارتها يا واژه‌هايي كه از متون ادبي به وام مي‌گيرند زينت كنند، كه البته اين كار وسمه زدن بر ابروي كور است. كسان ديگري هم از آن سوي بام مي‌افتند و زبان معيار نوشتاري را با زبان گفتار اشتباه مي‌كنند، و مضحك وقتي است كه نوشته‌اي ملمعي از عبارات عاميانه و تعبيرات منسوخ ادبي از كار در مي‌آيد.

4) همچنانكه مثلاً در درس زيست شناسي هدف اصلي آموزش زيست‌شناسي است، در درس زبان و ادبيات فارسي هم بايد هدف اصلي آموزش زبان و ادبيات فارسي باشد. متأسفانه اين هدف اصلي گاهي فداي اهداف فرعي مي‌شود. درست است كه درس ادبيات فارسي بايد منعكس كننده ارزشهاي ديني و ملي ما باشد، اما در درياي بي‌كران ادب فارسي نمونه‌هايي كه اين منظور را به هنرمندانه‌ترين صورت تامين مي‌كند كم نيست، و اصرار در انتخاب نمونه‌هايي كه آشكارا رنگ ديني داشته باشد در دانش آموزي كه احياناً از مجاري ديگري با اين ادبيات آشنا شو داين احساس را پديد مي‌آورد كه گويي كتابهاي درسي او چيزي را از او پنهان مي‌كنند، و انگار كه نويسندگان اين كتابها جز چند قطعه «مناسب» در همه ادبيات فارسي چيزي نيافته‌اند تا به او عرضه كنند. كتابهاي درسي ما به جاي اينكه دانش‌آموز را طوري پرورش دهد كه به آثار ادبي زبان فارسي به چشم مواريث فرهنگ اسلامي ايران نگاه كند، او را نسبت به اين آثار ظنين و در عين حال نسبت به تعبيراتي جز آنچه در كتاب درسي آمده است حريص بار مي‌آورد.

از سوي ديگر، نقل قطعاتي كه رنگ ديني يا حتي اشارات ديني دارند، از دانش آموز توان نقد مضمون اين قطعات را مي‌گيرد. زيرا هر چند بخش بزرگي از ادبيات گذشته ما مستقيماً از منابع ديني و از تجربه ديني ملت ما سرچشمه مي‌گيرد، يا بيان ارزشهاي هميشگي زندگي بشري است، اما اين درونمايه پايدار غالباً در زمينه‌اي پديدار مي‌شود كه متعلق به يك دوران معين تاريخي است، و از اين نظر عمرش به سر آمده است. يكي از مهمترين وظايف ما در خواندن متون گذشته جدا كردن اين عناصر پايدار و ناپايدار از يكديگر است. هاله تقدسي كه وجود بسياري از عبارات و اشارات ديني، در قطعات منقول در كتابهاي درسي، بر گرد اين قطعات مي‌كشد سبب مي‌شود كه دانش آموز از چون و چرا كردن در مضمون اين قطعات ـ هر چند هيچ ربطي با عقايد راستين ديني نداشته باشند ـ بهراسد و چيزي را كه جز يك سنت منسوخ اجتماعي نيست به جاي عقايد اصيل ديني بگيرد.

5)مجموعه اين عوامل باعث مي‌شود كه دانش آموزان ما خوانندگان غيرفعالي باشند؛ به اين معني كه چشم بسته بخوانند و از بر كنند. نه تلاشي براي سهيم شدن در تجربه‌اي كه نويسندگان داشته‌اند بكنند و نه براي آنچه خوانده‌اند كاربردي بشناسند: آموزش زبان و ادبيات در نظام آموزشي ما نه ذوق درك و لذت بردن از ادبيات را در دانش آموز مي‌پرورد و نه به او مهارت كاربرد زبان را مي‌آموزد. بخصوص به او نوشتن نمي‌آموزد.

جامعه امروز ما متعلق به دنياي جديد است و چون متعلق به دنياي جديد است ضرورت آموزش همگاني خواندن و نوشتن را پذيرفته است ـ بويژه كه سنتهاي ديني ما نيز بر اين ضرورت تاكيد دارند ـ اما در واقع چيزي كه آموزش مي‌دهيم خواندن غيرفعال است و نوشتن به معناي رسم شكل كلمات.

البته ما درسي به نام انشا داريم كه وظيفه رسميش آموزش نوشتن است، اما اين درس اولاً با درس زبان و ادبيات فارسي پيوند ندارد؛ ثانياً با ساير آموخته‌هاي دانش‌آموز ارتباط ندارد و بنابراين در قالب چند موضوع قالبي منجمد شده است؛ و ثالثاً روشي براي نوشتن فارسي در اختيار دانش آموز قرار نمي‌دهد. و بر هر يك از اين سه خصوصيت آثار سوئي مترتب است:

1- جدا شدن حساب و ساعات درس فارسي از درس انشاي فارسي از آن خشتهاي اولي است كه كج نهاده شده است. به سبب اين جدايي، معلم فارسي وظيفه خود نمي‌داند كه به دانش آموز نوشتن بياموزد، و معلم انشا هم بنا را بر اين مي‌گذارد كه دانش‌آموز قواعد نوشتن را، از روي نمونه‌هايي كه از آثار اساتيد متقدم و متأخر در كتاب فارسي خوانده، آموخته است و تنها بايد اين آموخته‌ها را به كار ببرد. اما در واقع هر يك از اين دو درس ساز خود را مي‌زنند، دو چرخ گردنده‌اند كه قاعدتاً بايد دنده‌هايشان توي هم بيفتد، اما چون اين انطباق صورت نمي‌گيرد هر يك براي خودش هرز مي‌گردد. در درس فارسي گويي فرض بر اين است كه دانش‌آموز چيزي نمي‌داند و دايماً بايد چيزهاي تازه ـ يعني لغات و تعبيرات دشوار ـ ياد بگيرد تا در جايي كه معلوم نيست كجاست و به شيوه‌اي كه معلوم نيست چيست، به كار ببرد. در درس انشا هم گويي دانش آموز همه چيز را از پيش مي‌داند و چيز تازه‌اي نيست كه ياد بگيرد، و تنها وظيفه او اين است كه دانسته‌هاي خود را به كار ببرد.

در درس فارسي دانش آموز بايد چيزهايي را ياد بگيرد كه هيچ وقت به كار نمي‌برد و در درس انشاء چيزهايي را بايد به كار ببرد كه هيچ وقت ياد نگرفته است.

در سالهاي اخير، هر چند تلاش شده است كه درس انشا، سر و ساماني بيابد و به جاي كتابهاي «انشا و نامه نگاري» سابق از متن مستقل و سودمندي به نام «آيين نگارش» در برخي از مقاطع تحصيلي استفاده شود، اما جدايي حساب درسهاي انشا و فارسي بيشتر اين رشته‌ها را پنبه مي‌كند.

2- درس انشا، چه خوب و چه بد، در هر حال تنها فرصتي است كه دانش آموز براي نوشتن دراختيار دارد. در درسهاي ديگر ا زاو نوشتن نمي‌خواهند. البته اين امر دلايل فراواني دارد كه بيشترشان ربط مستقيمي به نحوه آموزش ادبيات ندارند: معلمي كه براي گذران زندگي خود بايد عصرها رانندگي يا دستفروشي بكند، كجا وقت دارد كه في المثل تكاليف درس جغرافي را در منزل تصحيح كند؟ از دانش آموزي كه نه كتاب كافي دراختيار دارد و نه به وسايل ديگر تحقيق دسترسي دارد چگونه و به چه حسابي گزارش نويسي و تحقيق بخواهيم؟ و وقتي كه همه راهها به اين مسابقه عظيم و بيهوده حل معما كه كنكور نام دارد ختم مي‌شود، و شرط موفقيت در كنكور، بخصوص در علوم انساني، چنان كه همه دانش آموزان عزيز مي‌دانند از بر كردن عين عبارات كتابهاي درسي است، چرا حواس دانش آموز را از «تست زدن» به سوي كارهاي ديگر منحرف كنيم؟

اين علتها همه در جاي خود درست است، اما به هر حال بايد پذيرفت كه در برنامه‌ريزيهاي درسي ما جايي براي نوشتن منظور نشده يا اگر شده است اين كار جدي گرفته نمي‌شود. اگر تصحيح تكاليف جزئي از وظيفه معلم شناخته شود، آنگاه مي‌توان به اين مسأله انديشيد كه او اين كار را كي بايد انجام دهد؛ و اگر تحقيق و گزارش نويسي جداً از دانش آموز خواسته شود و اين كار در سرنوشت تحصيلي او تأثير داشته باشد، از جايي هم كتاب و وسيله‌اش را فراهم مي‌كند ـ همچنان كه دانش‌آموزان براي فرا گرفتن فن « تست زني» مبالغ كلان خرج مي‌كنند.
نه تنها در درسهاي ديگر از دانش آموز تكليف نوشتني نمي‌خواهند، بلكه موضوعات درس انشا هم از يك دايره بسته خارج نمي‌شود. بر معلمان انشا كه تخصصان در ادبيات است نمي‌توان ايراد گرفت كه چرا موضوعات انشا را متنوع انتخاب نمي‌كنند، ايراد اصلي متوجه نظام آموزشي ماست كه از نوشتن جز قلمفرسايي در باره موضوعات معيني كه موضوع انشا نام گرفته است، تصوري ندارد

3-درس انشا هم، مثل درس فارسي، گرفتار اين تصور نادرست است كه دانش‌آموز زبان فارسي را، چون زبان مادري اوست، مي‌داند و بنابراين به آموزش اساسي براي نوشتن نياز ندارد، به همين دليل است كه درس انشا با نوشتن انشا آغاز مي‌شود. البته نوشتن هم مهارتي است مثل شنا كردن و گاهي بهترين راه براي آموزش شنا پرتاب كردن نوآموز به داخل استخر است. اما اين به شرطي است كه مربي كارآزموده‌اي هم در كنار استخر باشد وگرنه اولين شناي نوآموز آخرين شناي او خواهد بود.

مشكل ما اين نيست كه تحصيل كردگانمان نمي‌توانند به دادگستري عريضه بنويسند، زيرا عرض حال‌نويسي به اين اداره محترم همواره كاري تخصصي بوده است و خواهد بود. مشكل اين است كه دانش آموختگان ما، در مراحل بعدي تحصيلات خود يا در حوزه تخصص خود، نمي‌توانند از زبان فارسي به صورت وسيله‌اي براي بيان مقاصد خود استفاده كنند. رواج استفاده از زبان انگيسي، يا استفاده از ملمعي از فارسي و انگليسي، در برخي از محيطهاي تخصصي علتهاي گوناگوني دارد، اما دست كم يكي از علتهاي آن اين است كه تحصيل كردگان ما راه استفاده فعال از زبان فارسي را براي برآوردن نيازهاي تخصصي خود نياموخته‌اند.

مشكل ما اين است كه نسل جديد نويسندگان مطبوعات و تهيه كنندگان برنامه‌هاي راديو و تلويزيوني مان از ميان همين دانش آموختگان برمي‌خيزند و ابزار كار اين نسل جديد، كه نويسندگي را در "تحريريه" مطبوعات و به تجربه نياموخته است، همان زباني است كه در مدرسه فرا گرفته است بي آنكه راه استفاده از آن را هم آموخته باشد؛ و لااقل تا حدودي به همين سبب است كه بسياري از صفحات روزناه‌هاي پرتيراژ ما به جاي آنكه به زبان معيار فارسي، يعني اين حلقه پيوند همه ايرانيان و فارسي زبانان، نوشته شود، به زبان شتر گاو پلنگي نوشته مي‌شود كه حتي از ايجاد ارتباط با مخاطبان فرضي نويسنده هم ناتوان است.

مشكل زبان فارسي امروز يك مشكل فكري و اجتماعي است و چون تنها يك علت ندارد يك چاره واحد هم نمي‌توان براي آن يافت. هدف اين مقاله هم تنها اشاره به يكي از اين علل بود.
بقاي فرهنگ ما و حتي وحدت ملي ما در گرو حفظ و بقاي زبان فارسي است؛ و بقاي زبان فارسي وابسته به اين است كه اين زبان بتواند به صورت يك زبان زنده در همه وجوه زندگي ما ايرانيان به كار رود. تصور ما از آموزش زبان فارسي و اهدافي كه از اين كار در نظر داريم با مقتضيات زندگي امروز و تكاليف جديدي كه اين زندگي بر دوش اين زبان مي‌نهد نمي‌خواند. امروزه توانايي خواندن و نوشتن فعال (و بخصوص اين دومي) فضل محسوب نمي‌شود بلكه شرط ضروري زندگي اجتماعي است. يكي از نخستين وظايف نظام آموزشي، پرورش اين توانايي است و اين منظور جز با تجديد نظر كلي در اهداف و ساختار دروس مربوط به زبان و ادبيات فارسي حاصل نخواهد شد.

 

كليشه و تكرار در كلاس انشا

خانم معلم گفته بود يك انشا به دلخواه خودتان بنويسيد. دوست من درباره يك مغازه نوشته بود كه پر از خوردنى است و او آنها را خيلى دوست دارد. خانم معلم گفتاگر يك بار ديگر اين گونه بنويسى از كلاس بيرونت مى كنم. مثلاً نوشته بود من شكلات خيلى دوست دارم. پس موضوع دلخواه يعنى چه؟ مثلاً بايد در مورد مدرسه و اين گونه جاهامى نوشت، يا در مورد جامعه؟

روش انشانويسى درمدرسه ها، با گذشت زمان ، تقريباً دست نخورده باقى مانده است. دفترهاى انشاى دانش آموزان پنجاه شصت سال پيش كه گاه باقى مانده نشان مى دهدكه در آن روزگار هم دانش آموزان درباره مقام والاى معلم ، مادر ، پاييز و ضرورت دورى از معاشر بد همان كلماتى را مى نوشته اند كه بعدها نوه هايشان. مقايسه علم و ثروت و اثبات برترى اولى با كمك يك رشته شعارهاى كليشه اى براى مدتها جزو برنامه كلاسهاى انشا بوده است و در نهايت آنكه دانش آموزان از درس انشاى فارسى استقبال نمى كنند و ترجيح مى دهنداين كلاس به چيزهايى غير از نوشتن و خواندن درباره موضوعى بگذرد. اما در اصل كلاس انشا چه خاصيتى براى دانش آموزان راهنمايى يا دبيرستان دارد؟

انشا به عنوان آموزش زبان فارسى و تمرين درست نوشتن ، انشا به عنوان تمرين براى تخيل خلاق و آفرينش ادبى - هنرى و انشا به عنوان آموزش اجتماعى ، اخلاقى ، سياسى و فرهنگى كاربرد دارد. در نامه نگاريهاى ايرانى معمولاً جمله ها چندين بار تكرار مى شوند، هرچندچنين چيزى به فرهنگ عمومى موجود برمى گردد. حاشيه روى بيش از حد، تكرار، تعارف و پيچيدگى اصل موضوع در فرع و حواشى . به همين ترتيب هم به ندرت مى توان نامه اى را يافت كه پر از حشو و زوايدنباشد، نويسنده هر موضوعى را چندين بار تكرار نكرده باشد ،داراى پاراگراف بندى باشد ، يا به شكلى باشد كه خواننده به آسانى دريابد ، درباره چه موضوعى است. كيفيت هاى ادبى براى هرنوشته اى ، چه نامه و چه غير آن ، ارزشمند است و اين كيفيت ها هم آموختنى است.

مهتاب ميرمعزى در نزديك به ۵۰۰ انشايى كه بررسى كرده به اين نكات پى برده كه اشتباههاى املايى فراوان بود . مشكل نوآموزان معمولاً اين است كه كلماتى راشنيده اند اما نمى دانند املاى دقيق آنها چگونه است. با اين حال آموزگار نبايد به دانش آموز بگويد كه تا آشناشدن با املا و تلفظ و معنى هر لغتى از به كاربردن آن در انشايش خوددارى كند. چون هدف انشانويسى تمرين پرورش خلاقيت و گردآورى همه آموخته هاست. بدين ترتيب كلاس انشا، ارزش آن را دارد كه جايى بسيار مهمتر و بالاتر از زنگ سرگرمى و تفريح پيدا كند. با اين حال انشاهايى هم هستند كه اين اشتباهها را داشته اما نمره هاى خوبى گرفته اند. پيداست كه معلم هنگام نمره دادن و امضا كردن آن به متن انشا توجه نكرده است.

البته وفور اشتباه درقواعددستورى تا اين اندازه نيست. به جز در مورد اشتباهها و عادتهاى بدى كه راديو - تلويزيون در ميان مردم رواج داده مانند كاربرد نابجاى را ،كه ساختار دستورى زبان فارسى را روز به روز بيشتر به هم مى ريزد و افراط در مصرف فعل داشتن. قواعد نقطه گذارى يا سجاوندى تا حد زيادى قراردادى هستند و براى بهتر خوانده شدن به كار مى روند كه به مرور بخشى از سبك نگارش فرد مى شوند . با اين حال، كاربرد اصولى و صحيح علايم نقطه گذارى حتى در ميان بزرگسالان تحصيلكرده هم كم ديده مى شود.
از ديگر جنبه هاى كلاس انشا، تشويق دانش آموزان به تمرين نوشتن به عنوان فعاليتى هنرى و هنرمندانه است. مهتاب ميرمعزى پژوهشگر دراين مورد مى گويد: از نظر سبك ادبى ، روش مطلوب انشانويسى درمدرسه ها و كلاً جامعه و فرهنگ ايران ، پيروى از مكتب رمانتيسم است. از ابتداى پيدايش مدرسه دركشور ما، نوشته ادبى و ادبيات سبك رمانتيك ، يكسان فرض شده. هنوز نوشته خوب مانند نوشته هاى رمانتيسم هاى قرن نوزدهم تلقى مى شود. از اين ديدگاه ، همه چيز از ديدگاهى احساساتى و نه حسى و عينى معنى مى شود. چهار فصل نه در معنى تغييرات روشن و قابل حس هوا و طبيعت و شيوه هاى زندگى انسان و ديگر جانداران و مادر نه يك شهروند جامعه و يكى از اعضاى خانواده بلكه فرشته اى است كه از آسمان به زمين آمده. با اين همه ، برخلاف آنچه به نظر مى رسد ،ساده اما دلپذير نوشتن بسيار مشكل تر از پيچيده نوشتن است. نويسندگان حرفه اى سالها وقت صرف مى كنند تا بتوانند ساده و بى پيرايه اما محكم ، قانع كننده و سبك وار بنويسند.

فخرالدين پورنصرى نژاد، فارغ التحصيل فلسفه كه در يكى از دبيرستان هاى تهران تدريس مى كند اعتقاد دارد در انشانويسى اصل را بايد بر برداشتها، تفكر و پرداخت به موضوع گذاشت نه بر ابزارهايى زبانى . اما به سبك هم بايد توجه كرد. درمورد توصيف يك روز بارانى ، يكى مى نويسد: آسمان ابرى است، باران مى بارد، ماشينها رد مى شوندو آب مى پاشند و ديگرى مى نويسد: «آسمان گرفته، آسمان عبوس است، باران به زمين شلاق مى زند.» اينها چيزهايى است كه ارزش كار شاگرد را بالا مى برد. رنگ و بوى ادبى دادن به نوشتار است كه اهميت دارد. انشاهايى كه وزن دارند و انگيزاننده هستند ، افق وسيعترى را باز مى كنند. يا در مورد استعاره و ايهام شاگردى كه در انشاى خود براى مقايسه فكر امروز با فكر پنج سال پيش مى نويسد،« كفش پنج سال پيش من ديگر به پايم نمى خوردارزش متفاوتى دارد. با اين همه در پرورش قريحه نويسندگى در دانش آموزان نبايد بر كليشه ها تأكيد كرد. احساسات زمانى ، ارزش واقعى دارند كه در درون فرد و از روى تجربه هاى حسى و به مرور زمان پرورانده شده باشند. اما احساس غيركليشه اى جهان با ديد حسى و شخصى نيز مى تواند فصل نويى در ادراك و تجربه نوشتن دانش آموزان باشد دانش آموزى كه درخاطره اش مى نويسد : صف بنزين به دوكيلومتر مى رسيد. هرچه بستنى و شكلات خورديم بازهم صف تمام نشد، بالاخره نوبت ما رسيد... چنين بيانى به مراتب بيش از توصيفى كلاسيك و قالبى گوياى ملال يك نوجوان از كمبود مواد سوختى و انتظار كشيدن در صف بنزين است.

موضوع و مضمون انشا رفته رفته از مباحث نظرى فاصله مى گيرد و به موضوعهاى تجربى گرايش پيدا مى كند، اما روند اين دگرگونى كند است. تمايل نهفته درنظام آموزشى كه دانش آموزان را طوطى دست آموز بار بياورد، همچنان حاكم است. اشكال اساسى كلاس انشا اين است كه جاى چندانى براى خلاقيت و نوآورى ندارد. زهرا خانلرى معلم از زمان تحصيل خودش مى گويد كه براى امتحان نهايى ششم ابتدايى، انشايى درباره مادر از حفظ كرده بودم و قتى معلم مرا صدا كرد از روى دفتر سفيد آن را خواندم . معلم گفت آفرين ۱۷ اما وقتى دفترم راگرفت و فهميد صفحه سفيد است عصبانى شدو به من صفر داد. آن معلم مى توانست بدون تأييد اصل علم، ابتكار نامطلوب دانش آموز را از جنبه يادگيرى از طريق حفظ كردن بررسى كند.

مسأله ديگر زنگ هاى انشا اين است كه كمتر نشانى از آموزش مدنى مى توان ديد. آموزش مدنى به معناى طرح يك پرسش همگانى ، بحث در مورد پاسخهاى ممكن و انتخاب يا پيشنهاد بهترين راه حل . مباحث چنان بديهى فرض مى شوند كه گويا دانش آموز از روز تولد آنها را مى دانسته و بعد اينكه تفاوتى بين ميزان شناخت و درك بزرگسالان و كودكان ديده نمى شود. موضوع هاى انشا اغلب بدين صورت هستند. نقش زن در جامعه امروزى، سرگذشت ميز و نيمكت، نقش راديو و تلويزيون در جامعه ، ... نقش زن در جامعه امروزى حتى براى يك سمينار كسالت آور ادارى هم بيش از حد كلى است تا چه رسد براى انشا.
ديدى كه به انشا وجود دارد مى گويد نبايد دانش آموز از تجربه هاى شخصى و دريافتهاى حسى خويش حرف بزند و از راه بيان افكار خويش به تمرين خلاقيت هنرى و ادبى بپردازد البته طرزفكر معلم نيز مؤثر است . ضرورت داشتن چندعقيده متقاوت براى روز مبادا لازم است. چون معلم مى داند به مصلحت نيست، تمام افكار خود درباره يك موضوع را روى دايره بريزد، بلكه بهتر است موضوع را تا مى تواند انتزاعى و كلى كند. تجربه شخصى نويسنده همين مطلب در روزهاى دبيرستان مؤيد اين نكته است. معلم انشا ادبيات دوران دبيرستان، معلم انشاى متفاوتى بود، كلاس انشا كمتر كليشه اى بود، مباحث و موضوعات مختلف مطرح مى شد و تأكيد بر كتابخوانى مى شد. همين معلم به خاطر نام بردن از نويسنده اى به شدت مورد تنبيه واقع شد به طورى كه معلم ميانسال در زنگ بعدى انشا به شدت مى گريست.مسأله ديگر آزمودن سطح سواد دانش آموزان با محك نامه نويسى براى ادارات دولتى است چنين چيزى در اصل عادلانه نيست چون زبان و بيان ادارى سبكى مخصوص است كه به كار تدريس در مدرسه نمى آيد به گذراندن دوره يا كسب تجربه نيازمند است. دانش آموزى كه هنوز نمى تواند زبان پايه را راحت بنويسد چگونه مى تواند از پس زبان بحر طويل ادارى و حقوقى برآيد.

اما در پس تمامى مواردى كه از گوشه و كنار زنگهاى انشا گفته شد، اصل برترى در مورد زنگهاى انشا وجود دارد كه همانا بستر نخستين دفترهاى انشا و دانش آموزان قلم به دست است. انشا يعنى آفريدن، نوشتن و توان تحيلى ، تفكر و برداشت از محيط اطراف و پرسش هاى ساده و عينى تا فكرى گوناگون. چنين توانايى بيش از پيش به گنجينه لغات و از سويى انبان دانش دانش آموزان نيازمند است. در جامعه اى كه كتاب و كتاب خواندن يك عادت روشنفكرى و نادر در بين عموم مردم مشاهده مى شود و دانش آموزانى كه بيشتر وقت خود را در برابر تلويزيون مى گذرانند، چگونه توانسته اند سيستم فكرى ، شناخت و خلاقيت بارورى داشته باشند. نه تنهامراجعه به متون نوشتارى يك ارزش نيست بلكه سبك تربيت و آموزش موجود نيز از دانش آموزان ، انسانهايى مشاهده گر، منتقد و نكته سنج بار نمى آورد. خلأ سرگرمى هاى سازنده و تفريحات كه مهمترين نياز اين طبقه سنى است در دم دست ترين سطح ارائه مى شود كه همان تماشاى تلويزيون ويا سپرى كردن بيش از حد وقت با بازيهاى كامپيوترى است. كاركرد بازيهاى قديمى و سنتى فراموش شده ،ورزش كالاى گرانقيمتى است و مراجع و بنيانهاى جديدى نيز كمتر ابداع مى شود. دراين ميان كتابخانه ها مهجورترين بخش هستند. در حالى كه نوشتن بدون خواندن ، همچون خواهان گرفتن ميوه و بر بدون آبيارى است .

دراين ميان تنها مى توان به شگرد معلمان خلاق و دلسوز زنگ هاى انشا اميدوار بود، معلمينى كه مى كوشند تا برخلاف جريان موجود از انگيزه هاى شخصى خود براى تحرك و جلادادن به كلاسهاى انشا بهره گيرند و از زنگ انشا كلاس بازى با فكر ، كلمه و قلم.

+ نوشته شده توسط شهرام وحیدی در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 17:41 |

بهداشت عمومی

بهداشت مجموعه‌ای از علوم مختلف است و بطور کلی منظور از آن ، انجام کارهایی برای جلوگیری از ابتلای مردم به بیماری و رسیدن به سلامتی است. تعریف سازمان بهداشت جهانی (WHO) از بهداشت به صورت زیر است: بهداشت علم و هنر پیشگیری از بیماریها و طولانی کردن عمر و ارتقاء سلامتی بوسیله کوششهای متشکل اجتماعی است.

 

با فراهم آوردن این امکانات سلامتی مردم تامین می‌شود. البته امروزه دامنه بهداشت عمومی توسعه یافته است و تامین سلامتی سالخوردگان ، مادران ، تغذیه ، جامعه ، نوتوانی ، آلودگی هوا و آلودگی صوتی جزء وظایف بهداشت قلمداد شده است. در علوم تجربی عوامل در شرایط یکسان نتیجه یکسان بدست می‌دهند، یعنی از ترکیب دو اتم هیدروژن با یک اتم اکسیژن ، آب بدست می‌آید. اما باید توجه داشت که در مورد یک امر بهداشتی مثل واکسیناسیون ، تنها جنبه علمی قضیه کافی نیست. زیرا یک برنامه بهداشتی موفق لزوما در منطقه و فرهنگ دیگر موفق نمی‌باشد، چون جنبه‌های اجتماعی ، اقتصادی ، روانی و ... نیز موثرند. پس بهداشت هنر است.

هدف دیگر بهداشت ، طولانی کردن عمر انسان است. عوامل مختلفی بر طول عمر اثر دارند و از آن جمله رفاه اقتصادی ، آرامش فکری ، خدمات پزشکی ، تغذیه ، حقوق بشر ، آموزش ، ارتباط مردم با دوست و با همدیگر ، آزادی و روابط دولت و ملت است. باید توجه داشت باشیم که امروزه اصطلاحات متفاوتی از نظر ظاهر برای بهداشت مطرح است. مثل بهداشت جامعه ، جامعه شناسی بهداشت ، پزشکی اجتماعی ، پزشکی جامعه نگر و ... که در واقع همگی مترادف بهداشت عمومی هستند. باید گفت مفهوم تمام این عناوین یکی است، ولی طرز نگرش آنها باهم متفاوت است، چون نیازهای جوامع باهم تفاوت دارد.

بعد سومی هم مطرح است و آن این که باید آینده افراد را برای پرورش استعدادها در نظر بگیریم که مترادف با هدفهای حیاتی‌اند و منظور از هدفهای حیاتی این است که انسان چنان تکامل کند که خلیفه‌الله روی زمین باشد. زمانی این امر محقق می‌شود که فرد از نظر فیزیولوژیکی ، روانی و عاطفی و بعد فلسفی و ... در سطح عالی باشد و آن سلامتی در موازات اهداف حیات است، چرا که ما هر قدر امکانات بیشتری را بتوانیم ایجاد کنیم، برای تبدیل استعدادهای بالقوه به بالفعل در راستای سلامتی مردم قدم برداشته‌ایم.

تغذیه

چگونه میتوان یک برنامه غذایی مناسب  داشته باشیم؟

برای این منظور ابتدا باید بدانیم که بدن به چه موادی نیاز دارد وبعد ازآن باید بدانیم که از چه مواد غذایی وبه چه مقدار بخوریم تا سلامتی خود را حفظ کنیم . به طورکلی  نیازهای غذایی ما شامل انرژی. پروتین . چربی. ویتامینهای .مواد غذای آب است. درباره هریک ازاین شش نیاز غذایی بیشتربخوانیم تا بیشتر بدانیم .

بدن ما به چه موادی نیاز دارد؟

1-انرژی:

با افزایش سن . نیاز به انرژی کمتر می شود  این کم شدن نیاز به انرژی.به خاطر کوچک تر شدن بافت عضلاتی  وکاهش فعالیت فیزیکی است.

باید به اندازه اي غذا بخوریم که ضمن تامین نیاز های اصلی بدن. وزن ایده آل  خود را نیزحفظ کنند . به طور بسیار ساده . وزن ایده ال خود را می توانند به طورتقریبی حساب کنند.:

وزن مناسب برای مردان به این صورت محاسبه می شود:49کیکلو گرم به ازای 153 cm قد به اضافه یک کیلو به ازای هر یک cmقد بیشتر...

به عنوان مثال . وزن ایده آل یک مرد با قد 155cm   به شکل زیر محاسبه می شود :

کیلو گرم 51=2+49   2=153-155

توجه :روش فوق تخمین کلی است .

داشتن وزن کم کمک می کنند تا فشار خون . و چربی خون در حد طبیعی بمانند .همچنین هنگامی وزن بدن مناسب باشد . خطر ایجاد سرطان روده .پروستات. کیسه صفرا پستان و تخمدان کم میشود .

2-پروتئین:

مقدار پروتین بدن در دوره سالمندی کم می شود بنابراین در این دوره بیشتری مصرف کنید .

سوءتغذیه پروتئین یعنی کمبود پروتئین به سیستم دفاعی بدن اسیب می رساند وبدن را مستعدابتلا به بیماری می کند. پس با مصرف پروتیئن از ابتلا به بسیاری از بیماری ها پیشگیری می کنید .

3-چربی:

با افزایش سن و بر مقدار چربی بدن افزایش می یابد چربی از منابع پر انرژی محسوب می شود چربی در بهبود طمع غذاوکمک برای جذب ویتامین های محلول در چربی  وتامین اسید چرب ضروری نقش مهمی دارند .از طرف مصرف زیاد چربی و روغن های جامد باعث افزایش خطر ابتلا به بیماری قلبی و برخی از سرطان ها  می شوند.

بنابر این لازم است:

*چربی کمتری مصرف کنیم .

*آن مقداری کمی که مصرف می کنیم از نوع چربی اشباع نشده یعنی روغن مایع مانند :روغن زیتون باشد.

*تا حدی امکان عذاهای سرخ شده در روغن  را کمتر مصرف کنید.

*اگر مجبور شدید غذا را سرخ کنید ازحرارت کم استفاده کنید تا روغن نسوزد و با قیماده روغن را دور بریزید .

4-ویتامین ها:

با افزايش سن میزان برخی از ویتامین ها کم می شود که بارعایت تنوع در رژیم غذایی می توانیم آن را جبران کنیم.

ویتامین گروه B D CوE از جمله ویتامین هستند:

ویتامین گروه B :

این گروه از ویتامین ها در کاهش خطر بیماری های قلبی و عروقی موثر است . ویتامین های گروه B درانواع گوشتها.تخم مرغ.شیر .حبوبات.غلات سبوس دار به مقدار کمتری در میوه ها وسبزی های دارای برگ سبز تیره وجود دارد.

جوانه غلات و حبوبات مانند جوانه گندم .عدس وجوانه ماش . سرشار از ویتامین  b وc است.

 

اصول ایمنی                                                                                                                         

رعایت اصول ایمنی مهم ترین عامل به شمار می رود. با این وجود حوادث ناگوار مربوط به ورزش بسیار شایع است. یکی از بررسی ها حاکی از آن است که 22 درصد از بچه های مدرسه ای طی انجام فعالیتهای بدنی مصدوم می شوند و اغلب این حوادث هم بسیار جدی است. با بکارگیری روشهای دقیق و حساب شده می توان از این ناراحتی ها جلوگیری کرد.

به عنوان مثال، اولیاء باید به طور کامل دریابند که آیا مکانهای ورزشی کاملاً نکات ایمنی را رعایت می کنند یا خیر. با وجود این که حفظ روحیه رقابت بین بچه ها بسیار مهم و مثبت است، باید آنها را ازهل دادن یکدیگر به خصوص در مناطق خطرناک منع کنیم. شایان ذکر است که بچه ها هنگام احساس درد در بدنشان نباید ورزش کنند و نیز نباید با مصرف مسکن در این فعالیتها شرکت کنند. مربیان و اولیاء باید بدانند که صدمات و آسیب های بدنی ممکن است در آینده به لنگی یا پس از افتادن به سائیدگی بازو منجر شود.

به منظور اطمینان بیشتر، کودکان و نوجوانان باید برای هر ورزشی از وسیله ایمنی مناسب آن استفاده کنند. مثلاً هنگام فوتبال کفش های مناسب بپوشند. استفاده از کلاه دوچرخه سواری هم یک الزام است، در ضمن، محیط های ورزشی باید عاری از زباله و گودال باشد.

یکی از مهمترین ، معمولی ترین و سخت ترین صدمات برای بچه ها حین موتورسواری حاصل می شود. باید دقت کنیم که مسیر عبور آنها باید عاری از ترافیک باشد نیز باید ازعلامتهای دوچرخه سواری و راه پیمایی هم در این مکانها استفاده شود. باید به کودکان و نوجوانان توصیه کنیم که هنگام ورزش در معرض آفتاب، از کلاه و عینک آفتابی استفاده کنند. به منظور جلوگیری از فقدان آب، باید به آنها آموزش دهیم که قبل و بعد از حرکات فیزیکی و نیز هنگام انجام ورزش هایی که بیش از 20 تا 30 دقیقه به طول می انجامد از مایعات استفاده کنند                                                                                                                         

سیستم های انرژی در ورزش :

تعریف انرژی :n
 
انرژی عبارتست از توانایی انجام کارn
انرژی انواع مختلفی دارد ولی آنچه مهم است قانون بقای انرژی است یعنی انرژی نه تولید می شود و نه از بین می رود بلکه همواره از صورتی به صورت دیگر تبدیل می گردد.
علل اهمیت پرداختن به مقوله انرژی در کلاسهای ورزشی
 1 –
از آنجائیکه انرژی قابلیت انجامn کار می باشد و ورزش هم یک کار فیزیکی می باشد, برای انجام کار نیاز به انرژی داریم.
 2 –
تناسب وزن عبارتست از تناسب مابین ورودی و خروجی انرژی n
 3 –
n برای برنامه نویسی ورزشی باید سیستمهای انرژی دخیل در هر ورزش و راههای تقویت و احیاء آنان را بدانیم.
 4 –
و ...n
 
حال این سوال مطرح می شود که آیا انرژیn در بدن ذخیره می شود و یا همانند یک اتومبیل به محض نیاز به انرژی مواد انرژی زا  وارد چرخه متابولیسم می گردد.
 
برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته اشارهn کنیم.
 
فرض کنید دستتان به جسم گرمی همچون بخاری برخورد می نماید. شما بلافاصلهn در کسر بسیار کوچکی از ثانیه دستتان را عقب می کشید یا ورزشکاری در هنگام شروع مسابقه دو به محض شنیدن صدای تپانچه در کسر کوچکی از ثانیه حرکت می کند. با بیان این مثالها نتیجه می گیریم که بدن در شروع حرکات خود باید حتما صور ذخیره انرژی را مورد استفاده قرار دهد. برای در بیشتر روند استفاده بدن از انرژی باد به مبحث سیستمهای انرژی بپردازیم.


 
قبل از آن که به سیستمهای انرژی مختلف بپردازیم با ید به معرفی تنها صورتn انرژی که توسط سلولهای بدن قابل استفاده می باشد بپردازیم.

 ATP مولکولn
  
یا همان آدنوزین تری فسفات تنها فرم ذخیره انرژی است ازn ترکیب یک مولکول آدنوزین که خود ترکیب یک مولکول آدنین و  یک قند پنج کربنه بنام ریبوز تشکیل شده است .سه عامل فسفات به مولکول آدنوزین متصل می گردد که تنها دو تا از آنها دارای پیوند پرانرژی می باشند .

 لذا در مواقعی بدن نیاز به انرژی دارد این پیوندهای پر انرژی شکسته شده وn انرژی آزاد می کنند.

سیستمهای انرژی
 
در بدن انسان سه نوع سیستم انرژی وجود دارد که بسته به نوعn فعالیت بدنی این سیستمها می توانند انرژی مورد نیاز بدن را فراهم آورند. این سیتمها عبارتند از
 1  - 
سیستم فسفاژنn
 2 –
سیستم بی هوازی
n
 3 –
سیستم
n هوازی
ATP-PC System
سیستم فسفاژن
 
این سیستم شامل سیستمهای ذخیره کنندهn انرژی در بدن می باشند که این ذخیره انرژی را از طریق عامل فسفات انجام می             دهند . این سیستم شامل
1 – ATP system
2 – PC system or phosphocreatine sys       
ATP system
ذخیره انرژی سریع الوصول را در انجام فعالیتهای انفجاری فراهم می آورد ولی متاسفانه مقادیر آن در بدن بسیار ناچیز بوده و   فقط برای چند ثانیه توانایی فراهمی انرژی را دارد. این سیستم
 
ماده فسفات دار و پرانرژی دیگری که در بدن وجود دارد مولکول کراتین فسفات می باشد که با مقادیر محدودی در داخل عضلات و کبد وجود دارد. در مواقعی که بدن نیاز به انرژی در فعالیتهای سریع دارد می تواند عامل فسفات پرانرژی خود را در یک فرآیند آنزیماتیک (تحت تاثیر آنزیم کراتین فسفو کیناز) شکسته و انرژی خود را به یک مولکول
  
منتقل نموده و انرژی را در مولکول آدنوزین تر فسفات ADP
 
ذخیره می کند و بدن می تواند از این انرژی استفاده نماید.
این سیستم در فعالیتهای انفجاری می تواند بین 8 تا 10 ثانیه انرژی فراهم آورد.
خصوصیات این سیستم عبارتست از
1 –
بی هوازی است و برای تولید انرژی نیازی به اکسیژن ندارد
2 –
در پروسه تولید انرژی هیچ ماده زائدی تولید نمی گردد.
3 –
این سیستم از جهت توان تولید انرژی بسیار با ارزش می
باشد اما متاسفانه مدت زمان کوتاهی توانا می باشد
جهت تقویت این سیستم با یکسری برنامه های تمرینی می توان ذخیره عضلات را افزایش داد و با یکسری دیگر می توان توان آنزیماتیک آن را افزایش داد.

 

 

 

 

 

 

بخش 5 - مخلوط ها

 

مخلوط چگونه تشكيل مي شود؟
وقتي دو يا چند ماده مختلف با يكديگر به ترتيبي بياميزند كه ما بتوانيم آنها را از هم جدا كنيم و هر ماده اي خاصيت خود را حفظ كند، مخلوط تشكيل شده است.
در مخلوط ممكن است مواد مخلوط شونده همگي جامد، مايع و يا گاز باشند، يا يكي از مواد جامد و ديگري مايع باشد مثل نمك و آب كه مخلوط آب نمك درست مي كنند.
هواي اطراف ما كه گازي شكل است مخلوطي از گازهاي مختلف است. بسياري از خوراكي ها نيز به صورت مخلوط مصرف مي شوند.
در يك مخلوط، هر ماده تمام خاصيت هاي خود را حفظ مي كند.
مخلوط هاي يكنواخت (محلول):
وقتي يك حبه قند را در آب مي اندازيد، ذره هاي قند از هم جدا مي شوند و در بين ذره هاي آب قرار مي گيرند و مخلوط يكنواخت درست مي كنند. در نتيجه قند در آب حل مي شود. به اين نوع مخلوط، محلول مي گوئيم.
ماده حل شونده و ماده حلال:
اگر يك قاشق شكر را در آب بريزيد و هم بزنيد، شكر در آب حل مي شود. در اين محلول به شكر ماده حل شونده و به آب ماده حل كننده يا حلال مي گويند. محلول شكر در آب يك محلول جامد در مايع و محلول الكل در آب محلول مايع در مايع است.
در محلول ها، ماده حل شده، خود به خود از حلال جدا نمي شود.

جواد فرخی بهار .

+ نوشته شده توسط شهرام وحیدی در سه شنبه هفتم خرداد 1387 و ساعت 12:57 |

بخش 5 - مخلوط ها

مخلوط چگونه تشكيل مي شود؟
وقتي دو يا چند ماده مختلف با يكديگر به ترتيبي بياميزند كه ما بتوانيم آنها را از هم جدا كنيم و هر ماده اي خاصيت خود را حفظ كند، مخلوط تشكيل شده است.
در مخلوط ممكن است مواد مخلوط شونده همگي جامد، مايع و يا گاز باشند، يا يكي از مواد جامد و ديگري مايع باشد مثل نمك و آب كه مخلوط آب نمك درست مي كنند.
هواي اطراف ما كه گازي شكل است مخلوطي از گازهاي مختلف است. بسياري از خوراكي ها نيز به صورت مخلوط مصرف مي شوند.
در يك مخلوط، هر ماده تمام خاصيت هاي خود را حفظ مي كند.
مخلوط هاي يكنواخت (محلول):
وقتي يك حبه قند را در آب مي اندازيد، ذره هاي قند از هم جدا مي شوند و در بين ذره هاي آب قرار مي گيرند و مخلوط يكنواخت درست مي كنند. در نتيجه قند در آب حل مي شود. به اين نوع مخلوط، محلول مي گوئيم.
ماده حل شونده و ماده حلال:
اگر يك قاشق شكر را در آب بريزيد و هم بزنيد، شكر در آب حل مي شود. در اين محلول به شكر ماده حل شونده و به آب ماده حل كننده يا حلال مي گويند. محلول شكر در آب يك محلول جامد در مايع و محلول الكل در آب محلول مايع در مايع است.
در محلول ها، ماده حل شده، خود به خود از حلال جدا نمي شود

بخش 6 - نور و بازتابش

نور انرژي است كه به كمك آن مي توانيم اجسام را ببينيم. به موادي كه از خود نور توليد مي كنند چشمه نور مي گوئيم. نور از همه اجسام عبور نمي كند. اما اجسامي مانند شيشه، آب و هوا نور را از خود عبور مي دهند كه به آنها شفاف مي گوئيم.
اما اجسامي كه نور را از خود عبور نمي دهند، مانند چوب و سنگ اجسام كدر ناميده مي شوند. هرچه سطح يك جسم هم صاف تر باشد، باز تابش نور آن هم بيشتر است.
تصوير هر جسم در آينه تخت اندازه همان جسم است. اگر نور به آينه برخورد كند، باز مي گردد كه به اين پديده بازتابش نور مي گوئيم. هر چه زاويه بين دو آينه تخت كمتر شود، تعداد تصاوير بيشتر است. نور در هنگام برخورد به آينه صاف، بازتاب منظم دارد و در صورت برخورد به سطح ناصاف مثل مقوي، بازتابي نامنظم دارد. وقتي نور به جسمي بر مي خورد، قسمتي از آن باز مي گردد و به چشم ما بر مي گردد و همين نور بازتاب شده باعث ديدن آن جسم توسط ما مي شود.
جسمي كه به رنگ سياه باشد، نور را تقريباً بازتاب نمي دهد. با آينه مي توانيم تصوير چيزهايي را كه به طور مستقيم نمي توانيم ببينيم را مشاهده كنيم. مانند راننده اتومبيل كه به كمك آيند پشت خود را مي بيند.
آينه ها بر سه نوع هستند :
1- آينه تخت
2- آينه فرو رفته
3- آينه بر آمده
در آينه فرو رفته تصوير بزرگ تر از جسم و در آينه برآمده تصوير كوچك تر از جسم منعکس مي شود.
در زيردريائي ها براي ديدان اجسام در سطح آب از چشم زيردريايي استفاده مي كنند، كه پريسكوپ نام دارد.
كوره آفتابي هم وسيله اي است كه از يك آينه فرو رفته بسيار بزرگ تشكيل شده است و براي استفاده از انرژي گرمايي خورشيد به كار مي رود. تصوير ما در درون يك قاشق به صورت وارونه و كوچك تر از خودمان مي افتد و تصوير ما در پشت قاشق مستقيم و بزرگ تر به نظر مي رسد.

+ نوشته شده توسط شهرام وحیدی در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:5 |

 

 بيماري قند

 

 بيماري قند  ، همواره براي افراد بيمار خطر ساز بوده و در اثر عدم رعايت تغذيه اصولي ، عوارض فراواني به دنبال دارد . ديابت مرضي است که بر اثر زياد شدن مقدار قند خون توليد مي شود . در اين حالت لوزالمعده به مقدار کافي ماده انسولين توليد نمي کند و مقدار قند خون که يک گرم در هر ليتر است افزايش مي يابد .

بيماري قند به دو دسته تقسيم بندي مي شود :

1. وابسته به انسولين ؛ 2. غير وابسته به انسولين .

علل « ديابت وابسته به انسولين » عبارتند از : عفونتها ، ژنتيک ، اختلال ايمني ، تومور .

مبتلايان به نوع ديابت که حتي در کودکان نيز وجود دارد ، تقربيا هميشه نياز به تزريق انسولين دارند . ميزان شيوع اين بيماري پيش از 30 سالگي است . همچنين پر خوري ، پر نوشي ، پرادراري و کاهش وزن در اين بيماران بسيار شايع است .

علل « ديابت غير وابسته به انسولين » عبارتند از : چاقي ، حاملگي ، هپاتيت و ...

اين نوع ديابت را مي توان با رژيم غذايي و يا قرص قند تحت کنترل قرار داد و اگر رژيم غذايي با ورزش رعايت نشود احتمال آن مي رود که در آينده نياز به تزريق انسولين پيدا شود . سن شيوع اين بيماري معمولا پس از 40 سالگي است .

علائم بيماري :

پيدايش قند در ادرار ، زياد شدن ادرار ( تا سه برابر افراد سالم ) ، آشاميدن آب فراوان ، و بسيار غذا خوردن از علائم و عوارض اين بيماري است .

عوارض بيماري ديابت کدامند ؟

افزون بر خستگي و ناتواني و لاغري ، اين عارضه معمولا به مرور زمان و پس از حدود 10 سال عوارض جدي در بدن بيمار ايجاد مي کند . اين عوارض در چشم به صورت آب مرواريد و اختلالات عروقي شبکيه و نهايتا به صورت کوري است .

اين بيماري در کليه ها نيز نقش تخريبي به عهده دارد و اگر به آن بي توجهي شود و مراقبتهاي لازم به عمل نيايد ، معمولا شاهد از دست دادن کليه هاي ديابتيها و در نتيجه دياليز مداوم هستيم .

ديابت براي بيماران قلب و عروق نيز عوارض خطرناک و گاهي جبران ناپذيري به بار مي آورد يعني در بروز سکته قلبي استعداد خاصي دارند .

ساير عوارض ديابت عبارتند از :

بيماريهاي عصبي و عروقي مغز ، زخم و گانگرن شدن انگشتان و ساير اعضاي بدن .

رژيم غذايي در افراد ديابتي عبارت است از : اگر فرد ديابتي به طور منظم از يک جدول غذايي که مخصوص ديابتيها است استفاده کند و روزانه نيز به تمرينات ورزشي بپردازد ، لزومي ندارد که حتي اگر قند خون وي از 300 فراتر نرفته باشد از قرص قند استفاده کند زيرا مي تواند به راحتي آن را کنترل کرده و مجددا پايين آورد .

مصرف شيريني و انواع شکلاتهاي صناعي و قند و شکر از خطرناکترين انواع مواد قندي براي ديابتيها هستند . افراد ديابتي استعداد خاصي نسبت به بالا رفتن فشار خون و چربي خون دارند . براي گزير از اين عوارض بايد از مصرف انواع اغذيه نمک دار و حاوي چربي و گوشت قرمز پرهيز شود . مصرف انواع ميوه و سبزيجات و خورشتهاي سرخ نشده ( به ويژه خورشت سبزي ) ، گوشت مرغ ، قارچ ، ماهي ، سوپهاي ويتاميني و کم چرب و مختصري پروتئين از بهترين نوع مواد غذايي براي ديابتيها هستند .

ديابتيها به جاي اينکه روزانه سه وعده غذا بخورند ، بهتر است از 6 وعده غذا و به ميزان کمتر در شبانه روز استفاده کنند و هميشه از مصرف زياد غذا خودداري کنند و بکوشند از غذاهاي فيبري و ميوه جات استفاده کنند تا هميشه احساس سيري کرده و اشتهاي آنها به غذا کمتر شود .

ورزش براي افراد ديابتي بسيار ضروري و حياتي است و هرگز رژيم غذايي به تنهايي قادر نيست ديابتيها را کنترل کند . ورزشهاي سبک و منظم روزانه افزون بر اينکه از قند خونشان مي کاهد ، بافتهاي عضلاني قلب و عروق و ريه ها و سيستم گوارشي را تقويت و نيرومند کرده و سبب افزايش عمر مفيد اين اعضا شده و مانع از رسوب چربي مي شود .

 


در بیماری دیابت؛ قند خون،هموگلوبین و فشار خون باید به طور مرتب کنترل شود.


اهمیت اندازه ‌گیری مرتب قند خون در منزل چیست؟

همان طور که قبلاً گفته شد تغذیه ی صحیح، ورزش ، کنترل روزانه ی قند خون و مصرف داروها از اجزای اصلی درمان دیابت هستند.

دستگاه‌های اندازه‌گیری قند خون یا " گلوکومترها"، به افراد دیابتی و پزشکان این امکان را می ‌دهند تا بتوانند به تنظیم این اجزا بپردازند. شاید بتوان درمان دیابتِ بدون اندازه ‌گیری مرتب قند خون را، به رانندگی در جاده با چشمان بسته تشبیه کرد.

اهمیت استفاده از گلوکومتر در پیشگیری از عوارض دیابت مخصوصاً در دیابت نوع 1 در تحقیقات متعددی به اثبات رسیده است. این تحقیقات نشان داده‌اند که در افراد دیابتی که قند خونشان را به طور مرتب اندازه می ‌گیرند و از نتیجه ی این آزمایشات برای تنظیم روش درمانی خود استفاده می ‌کنند، عوارض دیابت به نحو قابل ملاحظه ‌ای کمتر دیده می ‌شود.


آزمایش هموگلوبین A1C چیست و چه اهمیتی دارد؟

آزمایش هموگلوبین A1C که به صورت درصد بیان می ‌شود، نشان می ‌دهد که در طول 3- 2 ماه گذشته چند درصد از هموگلوبین خون (که یکی از پروتئین‌های موجود در گلبول‌های قرمز است)، با قند ترکیب شده است.هر چه این درصد بالاتر باشد، بیانگر این است که معدل قند خون طی 3-2 ماه پیش بالاتر از حد طبیعی بوده است. این آزمایش وسیله ی بسیار خوبی برای تصمیم‌گیری در مورد موفقیت روش درمانی فعلی می‌ باشد.

در واقع وقتی می ‌توان درمان یک فرد دیابتی را موفق دانست که درصد هموگلوبین A1C او در حد قابل قبول ‌باشد.

مقدار قابل قبول هموگلوبینA1C زیر 8 و ترجیحاً زیر 7 درصد است.آزمایش هموگلوبین A1C را باید ترجیحاً هر 3 ماه یا حداکثر هر 6 ماه یک بار انجام داد.

مطالعات متعددی نشان داده‌اند که نگه داشتن هموگلوبین A1Cزیر 7 درصد، نه تنها از پیدایش عوارض دیابت در چشم‌ها، کلیه‌ها و اعصاب جلوگیری می ‌کند، بلکه حتی در صورت وجود این عوارض باعث بهبود آنها شده و از پیشرفت شان جلوگیری به عمل می ‌آورد.

  


منظور از اصطلاح "کنترل سختگیرانه ی دیابت" چیست؟

کنترل سختگیرانه ی دیابت روشی است که در آن 5 پایه ی اصلی درمان دیابت؛ یعنی آموزش، کنترل روزانه، تغذیه صحیح ، فعالیت جسمانی و داروها به طور هم زمان مورد استفاده قرار می‌ گیرد و لازمه ی آن مشارکت فعال فرد دیابتی در طرح درمانی ارائه شده توسط "تیم مراقبت از دیابت" شامل پزشک معالج، پرستار آموزش دیده و متخصص تغذیه می‌ باشد. یکی از ملزومات این روش انجام آزمایشات مکرر قند خون در منزل و به کارگیری نتایج آنها در تنظیم داروها و نحوه ی تغذیه و فعالیت بدنی می ‌باشد.

با وجودی که روش کنترل سختگیرانه ی دیابت ممکن است در ابتدا مشکل و پُر هزینه به نظر برسد، ولی دارای نتایج بسیار عالی در زمینه ی بهبود کیفیت زندگی افراد دیابتی و پیشگیری از عوارض دیابت (که خود بسیار هزینه‌ بر هستند) می ‌باشد. انجام تزریقات متعدد انسولین (حداقل 4 بار در روز) یکی از روش‌های مشهور انسولین درمانی در کنترل سختگیرانه ی دیابت، مخصوصاً دیابت نوع 1 است.


اهمیت کنترل فشار خون در افراد دیابتی چیست؟

تحقیقات جدید نشان داده‌اند که اهمیت کنترل فشار خون بالا در افراد دیابتی به منظور پیشگیری از عوارض دیابت به اندازه ی اهمیت کنترل قند خون است.

به همین خاطر دیابتی‌ها باید فشار خون خود را به دقت کنترل کنند.فشار خون ایده‌آل برای این افراد شامل فشار ماکزیمم کمتر از 130 و مینیمم کمتر از 80 میلی‌متر جیوه است.

عوامل دیگری که به کنترل بهتر فشار خون کمک می ‌کنند عبارتند از: کاهش وزن  (در صورت وجود چاقی)، کاهش مصرف نمک،  ورزش مرتب، ترک سیگار  و مصرف نکردن الکل.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهرام وحیدی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:2 |

اداره آموزش و پرورش بوستان و گلستان-گروه آموزش ابتدایی

فراهم نمودن فرصتهای مناسب جهت تولید نوشته های خلاق

الف – نوشتن داستان برای تصاویر

ب – کامل کردن داستان نیمه تمام

ج – نوشتن انشاهای خلاق

د – سرودن شعر

مقــــــدمــه

جهت  بالا بردن تحرک و شادابی فضای کلاس باید از راههای خلاقانه وارد شد و همه احساس مسئولیت کنند و میزان معلومات و دایره ی واژگان و بافت اطلاعاتی خود را افزایش دهند .

تمرینات کتاب  « بخوانیم و بنویسیم » در کلاس به دانش آموزان آزادی بیشتری می دهد و او راحت تر صحبت می کند و ذهنیات خود را به بقیه بیان می کند و آموزگار نباید دانش آموز را محدود کند که همین امر سبب خلق و ساخت مسائلی جدید می شود . به عنوان مثال با طرح سوالاتی از قبیل « نام این شعر را بگو ؟ » یا « اگر تو پرنده بودی چه می کردی ؟ » و یا « اگر ماهی بودی دوست داشتی چه کارهایی انجام دهی ؟ » و یا « اگر گل بودی دوست داشتی دیگران با تو چگونه رفتار کنند ؟» و سوالاتی از این قبیل باعث می شود دانش آموز از خلاقیت خود بهره بگیرد .

با استفاده از تصاویری که در اختیار دانش آموز می گذاریم و از او می خواهیم برای آنها قصه بسازد و یا خمیر بازی در اختیارش می گذاریم تا مطابق علاقه ی خود چیزی بسازد بعد شکل هایی را که بچه ها ساخته اند در اختیار دوستانشان قرار می دهیم تا  براساس آنها داستان بسازند و تمام اینها می تواند نمونه ای از فراهم نمودن فرصت های مناسب جهت تولید نوشته های خلاق باشد . همین طور کشیدن نقاشی خود بچه ها و تعریف و تفسیر نقاشی توسط خود و یا دوستانش باز هم باعث خلاقیت و پرورش مغز و فکر او می شود . اگر کار در کلاس به صورت گروهی انجام شود باعث می شود که معلومات دانش آموزان بین خودشان پخش شود و در داخل گروه بیان شود . در نتیجه افراد کم حرف و کم توان هم فرصت پیدا می کنند از طریق شنیدن مطالب دیگران اطلاعاتی کسب کنند و هرگاه لازم بود آن ها را با معلم خود در میان بگذارند و چون مطالب کتاب مطابق اطلاعات روز است باعث می شود بچه ها علاوه بر گروهی کار کردن به حقوق یک دیگر احترام بگذارند و هنگام صحبت کردن دیگران را نیز قانع کنند و یا اینکه چگونه اظهار نظر کنند و یا به درستی از وسایل استفاده کنند و در قبال آنها احساس مسئولیت کنند .

اشعار موجود در کتاب باید دانش آموزان را با مسائل اجتماعی و تربیتی آشنا کند و چگونگی توجه به اطراف را به آنان یاد دهد . برای بالا بردن خلاقیت دانش آموزان باید از نمایش استفاده کرد که دانش آموزان با کار گروهی نمایش اجرا کنند و از حاصل کار خود لذت ببرند .

تمرین ها باید دانش آموزان را مجبور به صحبت کردن کند تا دایره ی وازگان آن ها افزایش یابد و احساسات خود را بهتر بیان کنند و مسیر آداب اجتماعی را یاد بگیرند و با این تمرینات اظهار نظر ، ارائه ی پیشنهاد و انتقاد کردن را بیاموزد .

در فعالیتهایی مانند خواندن شعر ، تقلید صدا ، اجرای نمایش و تمرین های گوناگون دانش آموزان به سمت خلاقیت تحریک می شوند .

ما باید گوش کردن و دقت و تمرکز را بالا ببریم و با کارهایی از قبیل « بگرد و پیدا کن »  تمرکز بینایی را تقویت کنیم تا فرصت مناسب برای تولیدات خلاق ایجاد شود .

 استفاده از گفتگو با دوستان ، نقاشی ها ، تصاویر ، نوشته ها ، خطوط و رنگ آمیزی کتاب و خط های استفاده شده در آموزش باعث ایجاد خلاقیت و شادی در دانش آموزان می شود .

استفاده از فعالیتهایی مانند نقاشی ، شعر ، جمله سازی ، خلاصه نویسی ، کامل کردن و نوشتن داستان برای تصاویر و کامل کردن داستانهای نیمه تمام و سرودن شعر در کلاس می تواند خلاقیت را بالا ببرد .

تمرینهایی مانند « مرتب کن »  و « کامل کن » به دفعات مختلف می تواند حس دقت را بالا ببرد .

باید توجه داشت 4 مهارت زبانی یعنی " گوش دادن ، سخن گفتن ، خواندن و نوشتن " به یک اندازه مورد توجه قرار گیرد تا دانش آموزان خلاقی ساخته شود .

پایه ی اول اساس و زیربنای کار آموزشی است . اهمیت به خوب گوش دادن خوب صحبت کردن و سخن گفتن و خواندن و نوشتن می تواند زیربنای پایه ی دانش آموزان را درست و اصولی طرح کند .

مهارت نوشتن نیاز به بهبود احساس دارد و احساس باعث پرورش خلاقیت ، آشناکردن دانش آموزان با رفتار مناسب فردی و اجتماعی ، تقویت درک سمعی و بصری و ایجاد شور و نشاط در کلاس و گسترش واژگان کودکان را باعث می شود .

برای تقویت نوشتن و ایجاد خلاقیت باید موارد زیر را در نظر گرفت :

1 – تمرین های دست ورزی نشانه های فارسی

2 – کامل کردنی با تمرینهای متنوع

3 – تفکیک صداها و هجاها

4 – وصل کردنی

5 – تشخیص صداها و نشانه ها

6 – پاسخ دادنی

7 – رو نویسی و تصویر نویسی

8 – کلمه سازی

9 – دنباله نویسی

10 – جمله سازی

11 – اشتباه یابی

12 – مرتب کردنی

13 – رنگ زدنی

14 – دسته بندی

15 – انتخاب کردنی

می توان از خاطره نویسی ، نمایش ، موسیقی ، شعر ، نقاشی ، رویانویسی و خواب نویسی استفاده کرد . مثلا تصویر خواب را کشیدن و یا تصویر آرزو کشیدن و یا تصویر تخیلات و فکرهای خود را کشیدن اینها همه باعث خلاقیت و ابداع در نوشتن می شود .

رنگ آمیزی و نمایش بازی کردن در کلاس می تواند باعث ایجاد خلاقیت بیشتر شود . نوشتن معنی کلمات ، دنباله نویسی ، نشانه گذاری ، مقایسه کردن ، پاسخ به پرسش ها باعث نگارش خلاق و تخیلی ، نوشتن عقاید شخصی ، کلمات مخالف ، مترادف ، هم خانواده ، آدرس نویسی ، بند نویسی ، شعرخوانی و شرح حال تصاویر و یا شرح حال نویسی و ............ همه در خلاقیت می تواند مورد توجه قرار گیرد .

  الف – نوشتن داستان برای تصاویر

در این قسمت آموزگار می تواند تصویرهای مختلف در مورد موضوعات مختلف کشیده و به کلاس بیاورد می تواند تصویر را به قسمتهای مختلف تقسیم کند و یا اینکه چند تصویر متفاوت را جلوی چشم دانش آموزان قرار دهد سپس 5 دقیقه بحث گروهی بین دانش آموزان قرار دهد و بعد هر کسی نوشته ی خود را کامل کند سپس برای هم بخوانند و نوشته های یکدیگر را تصحیح کنند .

یا اینکه معلم دانش آموزان را گروه بندی کند و به هر گروه یک پاکت محتوی تصویرهای بریده شده بدهد و از آنها بخواهد تصاویر را با هم مرتب کنند ، در جریان مرتب کردن از دور مراقب رفتار آنها باشد در پایان تصاویر را مورد بررسی قرار دهد تا کامل ترین را انتخاب کند و از بچه ها بخواهد با هم مشورت کنند و هم اندیشی داشته و با هم درباره ی اجزای تصویرها گفتگو کنند و نتیجه بگیرند .

معلم باید به اندیشه ها و پرسش ها و جست و جوگریهای کودکان جهت دهد تا شباهتها و تفاوتها کشف شوند . معلم می تواند بعد از آنها بخواهد هر گروه برای تصویرهای خود 5 جمله بنویسد و در آخر همه را به نمایش بگذترد تا دانش آموزان از آنها لذت ببرند . یا تصاویری نشان دهد و از دانش آموزان بخواهد در گروه ببینند و با هم گفتگو کنند یا از آنها داستان گویی  برای تصاویر بخواهد تا برای تصاویر خود داستان بسازند . یعنی دانش آموز خودش نقاشی بکشد و برای نقاشی خود چند جمله بنویسد و یا اینکه در چند پاکت مختلف یک تصویر را بگذارد و از بچه ها بخواهد یکی آن را ببیند و برای دیگران تعریف کند و بیان کند که چه شکلهایی در تصویر است سپس دانش آموزان با هم مشورت کنند و چیزی بنویسند و بعد با تصویر مطابقت دهند .

در کلاس اول تصویرهای " ببین و بگو " که با دقت دانش آموز می بیند و با مشورت در مورد هر تصویر بحث می کند .

ب – کامل کردن داستان نیمه تمام

در این مورد در کلاس اول آموزگار می تواند از روش قصه گویی استفاده کند . همین طور که در کتاب " بخوانیم " وجود دارد داستان یکی از کتابهای خوب را که شنیده ای برای دوستانت بگو همین باعث خلاقیت و ذهن پروری در دانش آموز می شود .

معلم داستانهای ساده را تا نیمه تعریف  کند و از دانش آموزان در سه ماهه ی دوم سال بخواهد 5 جمله برای پایان داستان بیان کنند . البته در حین تعریف پایان داستان باید به صورت سوال از دانش آموزان باشد تا حس کنجکاوی دانش آموزان را برانگیزد .

البته داستان نیمه تمام می تواند به صورت یک نمایش خلاق از طرف دانش آموزان باشد که دانش آموزان یک نمایش اجرا کنند که پایان آن معلوم نباشد و پایان آن به عهده ی خود دانش آموزان باشد که با هم مشورت کنند و آن را به نتیجه ی درست برسانند .

در داستان باید تشکر از پدر و مادر ، احترام گذاشتن به بزرگترها ، دوست داشتن ، کمک کردن ، حفظ نظم و ترتیب و رعایت ادب و بهداشت و ایمنی در نظر گرفته شود و معلم راهنما باشد یا معلم یک تصویر کوچک همراه با چند جمله را کپی کند و در اختیار دانش آموزان قرار دهد .  سپس آنها با مشورت برای بقیه ی تصویرها چند جمله بنویسند .

البته بعضی از فعالیتهای کلاسی باید به صورت بازی باشد تا جذابیت بیشتری داشته باشد . مثلا برای کامل کردن یک داستان نیمه تمام از طرح یک ماشین مقوایی بزرگ استفاده می شود با وارد شدن به کلاس و پرسش از آنها " بچه ها چه چیزی وارد کلاس شده " بچه ها جواب می دهند " ماشین " بعد می پرسیم" صدای آخر آن چیست ؟ " "ن" بعد با سوالهای دیگر ماشین چه می خواهدتا راه برود و غیره . کلمات دیگر را بچه ها پیدا می کنند " بنزین " و همین طور ادامه می دهیم حرف ، کلمه و جمله همین طور کامل می شود . با پرسش و پاسخ یک داستان ساخته می شود . " علی یک ماشین داشت . ماشین خود را دوست داشت . ماشین خراب شد .........................

ج – نوشتن انشاهای خلاق

در این مورد در کلاس اول می توان کارت هایی با ابعاد 10 * 10 تهیه کرد و روی آن کلمات را نوشت و به دیوار چسباند سپس دانش آموزان را گروه بندی کرد و اعضای گروه را تشویق کرد که هر چه زودتر با کلمه ها و مرتب کردن آن جمله سازی کنند و کار گروه در قالب بازی ، حرف آموزی ، جمله سازی و .... انجام شود و در آخر کلمات با هم مربوط شوند تا یک متن ساخته شود که با هم معنی داشته باشند .

و یا اینکه با همکاری دانش آموزان دفتر کار یا دفتر فکر زیبا و یا دفتر سبز و اندیشه های زیبا و سبز تهیه کرد و بچه ها بهترین نوشته های خودشان را در آن ثبت کنند و آن را در زنگ جمله سازی بخوانند .

نوشتن خلاق می تواند با نمایش خلاق دانش آموزان همراه باشد . با تعریف خاطرات خود مثلا دانش آموزان در کلاس به صورت گروه شده با هم بحث و گفتگو کنند و در این بحث و گفتگو به نتیجه گیری برسند سپس هر کدام با توجه به اندیشه و فکر خود جمله سازی کنند .

در کلاس اول نوشتن باید به صورت کوتاه و چند جمله باشد خاطره نویسی از کلاس خودمان در یک روز و یا در هفته ی گذشته چه اتفاقی افتاده ، تعریف خواب و رویا و آرزوهای خود دانش آموزان می تواند به صورت بارور کردن خلاقیت آنها باشد و یا اجرای نمایش عروسکی در کلاس درس و تعریف جریان نمایش توسط بچه های دیگر و نوشتن چند جمله از آن در کلاس . البته ورود به دنیای کودکان  کار دشواری است . کارها و فضاها باید شاد و موزیکال باشد و از نمادهای ملی و آیینی به شکل رسمس تر ولی شاد استفاده کرد . از کتاب خوانی و نقاشی خلاق استفاده کرد تا خلاقیت دانش آموزان برانگیخته شود . تماشا به ابر و پیداکردن اشکال ، تماشای تصویرها و پیدا کردن تصاویر دیگر ، تصاویر مخلوط رنگها و پیدا کردن شکلهای مختلف همه باعث خلاقیت در دانش آموزان می شود . باید دامنه ی لغات مترادف ، مخالف و هم خانواده افزایش پیدا کند .

د – سرودن شعر

در این بخش می توان درس را با شعر داد و یا اینکه بازی با کلمات  می تواند نقش داشته باشد مثلا  بچه ها خوب دقت کنید آخرین صدای کلمه چیست ؟ پاکت بچه ها : ت  حالا شما   تو خورشید و خواندنی                               منو می بینی می بینی

در این تدریس می شود از دانش آموزان هم کمک گرفت با توجه دادن به آنها و کم رنگ خواندن کلمات آخر هر قسمت از شعر و خواستن از دانش آموزان برای پیداکردن کلمه ی مناسب با توجه به نشانه های خلاقیت در دانش آموزان  که عبارتند از  :

1 – دقت و توجه شدید در گوش دادن ، مشاهده کردن یا انجام دادن کاری

2 – شور و نشاط و مشغولیتها و بازیهای شدید جسمانی و فکری

3 – استفاده از قیاس در صحبت و مثال

4 – تمایل داشتن چالش  با بزرگترها و عادت به وارسی کردن منابع مختلف و نگاه بادقت به اشیا کردن

5 – اشتیاق صحبت با دیگران درباره ی کشفیات و ادامه ی انجام برنامه بعد از تمام شدن وقت

6 – پی بردن به روابط در چیزهایی که به ظاهر با هم بی ارتباطند و پیدا کردن اشکال مختلف از رنگها و شکلهای به ظاهر ساده مثلا  در یک طرح ساده شکل برگ دیدن یا کشتی دیدن در ابر یا اشکال دیگر

7 – فکرکردن به چیزی که مثلا در یک برنامه ی تلویزیون نشان داده می شود و کنجکاوی زیاد برای سردرآوردن از امور

8 – استفاده از اکتشافات با یک تجربه و بروز هیجان در صدا در اثر یک اکتشاف و عادت به سوال و آزمودن نتایج همراه با صداقت و میل شدید به اطلاع یافتن از امور و عمل کردن مستقل همراه با جسارت در گفتار

9 – دقت در نظر ، استفاده از نظریات و اشیا برای دستیابی به یک هدف ، طرح سوالات جدید و جالب و عجیب

10 – یادگیری به ابتکار خود و اعتماد به نفس

11 – طرح سوال و میل به اطلاع یابی و کشف احتمالات

یک آموزگار با دقت و توجه به این گونه نشانه باید راهها و روشهای مختلفی را به کار گیرد تا شکوفایی استعدادهای نهان کودکان را به بار آورد و در نهایت نسلی پرسش گر و کنجکاو و فعال در آینده داشته باشیم .  اعتماد به نفس بالاست که صبر و شجاعت و مطالعه را زیاد می کند .

-      استفاده از داستان ابتکاری همراه با شعر

در این بخش می شود درسها را با شعر ، سرود ، آهنگ و ترانه تدریس کرد که خود باعث شکوفایی استعدادهای دانش آموزان می شود .

به طور مثال تدریس درس « و » استثنا به صورت شعر و هم خوانی دانش آموزان و کمک از آنها در پیداکردن کلمات هم پایان در وزن و قافیه های شعرها مانند :

استفاده از داستان ابتکاری همراه با شعر

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود                                غیر از خدا کسی نبود

دو تــــــــا  اٌ  نشسته بودند                                        تک و تنها روی صفحه

اولـــــــــی دوید و رفــت                                            دومـــی یواش اومـد

                                     افـتاد و قـندونش شکســت

رفت لب حوض آب بخوره                                          افتاد و دندونش شکست

یکـــی آمــد آب آورد                                                یکــی آمــد نـان آورد

یکـــی کپســول آورد                                              اون یکــی آمـپول آورد

آب  و آمپول دادن بهش                                          خـــــورد و خــــورد

                               آب کشیــــــد و بـــزرگ شد

شــــد « اٌ » استثنــا                                      از  دو تا   اٌ  شــد جــدا

اٌ     اٌ   استثنــــــــا                                          از دو  تا اٌ  شـــد جــدا

مثل نـــــوک مرغابی                                         یــا خــود ، در دوتـایی

بزرگ شد و از اون دوتا جدا شد              هی خجالت کشید و آب کشید

وقتی بزرگ شد :        اٌ :                         منم همون اٌ هستم

یه گوشه ای نشستم

حالا چه قدر بزرگم

اما چه تنها هستم

از اونا دور هستم

می بینی بعضی وقتها می چسبم

چه قدر که زیبا هستم

- نمونه های کار با دانش آموزان   

 معلم :  بچه ها یک کلمه بگویید که آخر آن « ت » باشد

بچه ها : توت

معلم : آخر توت چه صدایی ؟

بچه ها : ت

معلم : حالا شما یک کلمه بگویید که اول آن ت باشد و به همین ترتیب تا آخر که هم بازی است و هم تفکربرانگیز است و یا اینکه با حروفی که یاد گرفته اند شکل بسازند ، تصویری در دفتر بچسبانند و داستان نویسی کنند .

تدریس دروس در قالب شعر برای بچه ها ایجاد انگیزه می کند تا دانش آموزان مبتکر و خلاق شوند . مثلا :

معلم : آ هستم آ هستم   بچه ها اول چه کلمه ای بگذاریم

دانش آموزان : آب

معلم : آفرین   اول آب نشستم  هر جا که پا می ذارم     من با خودم چی دارم

دانش آموزان : " بهار " " آبادانی " خوبی " و هر کدام که بهتر بود را با آهنگ خود انتخاب می کنند .

ویا اینکه بچه ها بهترین را انتخاب می کنند .

ت هستم ت هستم                        اول  نشستم

توت  کتاب   بانک و .... دانش آموز " توت " را انتخاب می کند و می خواند و با شادی شعر می آموزد و همین کار باعث می شود تا خلاقیت آنها در شعرسازی و یا شعرخوانی بالا برود . و یا اینکه آموزگار چند کلمه ی هم آهنگ و هم وزن را به دانش آموزان می دهد تا اینکه آنها را انتخاب کند . مثلا :

         بچه ها آی بچه ها                        امروز یه روز زیباست

روز زیباست       یه روز زیباست        یه روز خوبه       یه روز مهربونه

تا دانش آموزان بهترین را انتخاب کنند . ویا اینکه دوست داری چه اسمی داشته باشد یا این شعر را نام گذاری کنید و با این اعمال می توان خلاقیت را در دانش آموزان بالا برد .

 در ضمن با خمیربازی ، مجسمه سازی و گل بازی کرتکسهای مغز کودکان تواناتر می شوند و قوه ی خیال و خلاقیت جهت نوشتن بهتر دانش آموزان پرورش پیدا می کند . همچنین دانش آموزان با دیدن کارتون های زیبا و شاد خلاق تر و قصه گو می شوند .

به امید آن روز که همه به موفقیت و پیروزی برسند .

نتیجه گیری

در پایان این مقاله که جرعه ای از انبوه مطالب در این زمینه می باشد با این نتیجه می رسیم که باید با تمام وجود فکر و اندیشه ها را فقط آبیاری کنیم تا خودشان شکوفا وند نه اینکه مانند مجسمه آنها را خشک کنیم و تفکر و تخیل و خلاقیت را در آنها از بین ببریم .

به امید روزی که هر فرد در جامعه با استفاده از خلاقیت های خود یک مبتکر توانا باشد .

 

      تهیه کنندگان : خانمها لیلا حسین مردی

                                 فریبــا حـدادی

                                معصومه غـلامـی

                               معصومه کـاونـدی

***************************************************************************************************

گروه آموزش ابتدایی

                                                                        بازگشت به وبلاگ ابتدایی

 

+ نوشته شده توسط شهرام وحیدی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:23 |

اداره آموزش و پرورش بوستان وگلستان _گروه آموزش ابتدایی

هفت گام اساسی تا انشا نویسی

 

آماده سازی برای نوشتن از همان پایه اول آغاز می شود.در حقیقت کلمه ساری را میتوان آغاز مرحله نوشتن فعال دانست.با تمرین های کلمه سازی دانش آموز را تا حد زیادی با ساختار درونی کلمه آشنا می کنیم. دانش آموزان با شناخت بهتر از کلمه ها در جمله سازی موفق تر عمل می کنیم.

وقتی از بچه ها می خواهیم که خود شان با حروف جدید کلمه بسازند فرستی را در اختیار آنها قرار می دهیم که هر کس با توجه به توانایی ها و استعداد و ابتکار خود شروع به کلمه سازی کند .

من وقتی برای درس (گ) خواستم کلمه پیدا کنند و هر کس کلمه بیشتری بسازد برنده و مورد تشویق قرار میگیرد

تلاش بچه ها بسیار تماشایی بود. بعضی از آنها گل و... در دفتر مشق کشیده بودند و کلمات جدید را داخل آن نوشته بودند برای خودم هم جالب بود. وقتی بعضی از بچه های متوسط که قادر نوشتن نبودند با چه ذوقی از من برای نوشتن کلماتی که در ذهن  خود داشتند کمک می گرفتند و با راهنمایی و کمک کلمات را بر روی کاغذ مینوشتند. بیشتر بچه ها کلمه هایی خارج از کتاب در حدود هشت الا پانزده مورد نوشته بودند و این واقعا جای امید واری بود انواع تمرین های کلمه سازی در کتاب بنویسیم اول گنجانده شده است و این مهارت در پایه ی اول تقویت می شود بچه های ما در فضای صمیمی و شاد کلاس به خوبی محبت می کنند و آنچه را که در دل دارند به راحتی بر زبان می آورند فقط کافی است که بچه ها را از نوشتن نترسانیم

    با افزایش گنجینه ی کلمه بچه ها جمله سازی و درک مطلب دانش آموزان گسترده تر میشود و مقدمات نوشتن خلاق فراهم می شود.

فعالیتی برای افزیش درک مطلب دانش آموزان دوم ابتدایی

روش کار: ابتدا داستان زیر را به تعداد دانش آموزان کلاس تکثیر می کنیم  و آنها را در اختیار بچه ها قرار می دهیم سپس آن را با صدای بلند در کلاس می خوانیم برای آنها توضیع میدهیم که با دقت به داستان گوش دهند تا بتوانند به سوال ها پاسخ دهند پس از این مرحله برگه سوالها را بین آنان پخش می کنیم و در فرصت تعین شده (15دقیقه) آنها را جمع آوری می کنیم .

کفاش سبزه زار

سبزه زار گرم و آفتابی بود. پینه دوز مثل همیشه سر گرم کار خودش بود که جیرجیرک بازی گوش از راه رسید جیرجیرک از تق تق چکش پینه دوز خیلی بدش می آمد با عصبانیت قوطی میخ و بسته سوزن و نخ را برداشت و توی جوی آب انداخت و بعد جیرجیر کنان لای سبزه ها پرید و قایم شد. پینه دوز گفت: اگر جیرجیرک دوستم بود به فکر آزارم نبود برایش یک جفت کفش قشنگ میدوختم.یک چکمه ی رنگ و وارنگ میدوختم آن وقت تنها سوزنی را که برایش مانده بود برداشت و با غصه کنار جوی آب نشست.

 روزی نگذشت که زنبور کوچولویی وزوز کنان از راه رسید.زنبورک چرخی زد و گفت :سلام پینه دوز کفش های من پاره شده آنها را بدوز پینه دوز با بی حوصلگی گفت: دست از سرم بردار مگر نمی بینی همه ی میخها قوطی سوزن و نخهایم توی آب افتاده؟هنوز حرف پینه دوز تمام نشده بود که سوزن کوچولویش به چیزی که توی دست زنبورک بود چسبید پینه دوز با خوشحالی پرسید این را از کجا آوردی؟ زنبورک جان این آهن ربای من هست و از قوطی میخهایم پرت شده است بگو کجا پیدایش کردی؟زنبورک گفت:راستش همین دوروبرها لای سبزه ها افتاده بود پینه دوز علف بلندی چید یک سر آن را دور آهن ربا گره زد و گفت: بیا کمک کن تا میخها و سوزن ها را ازآب بیرون بیاوریم من هم قول میدهم کفش هایت را بدوزم.زنبورک قبول کرد بعد دو تایی آهن ربا را توی آب انداختنند. زنبور کوچو لو داد زد چه چیز عجیبی! چند تا میخ به دو سر آهن ربا چسبیده است یکی هم به وسط آن آویزان شده است. پینه دوز گفت: نمی دانستی که وسط آهن ربا از دو سر آن ضعیف تر است! تازه میخهاهم آهن ربا شده اند ببین سوزن های کوچولو چه طور به آن چسبیده اند جیرجیرک لای سبزه ها نشسته بود کارهای پینه دوز و زنبورک را تماشامیکرد دهانش از تعجب باز مانده بود زنبور کوچولو روی آب چرخی زد و گفت: چند تا میخ زیر یک شاخه لای سنگ ریزه ها افتاده است بیا آنها را هم برداریم و آهن ربا را دور سرش چرخاند روی شاخه انداخت اما این بار حتی یک میخ هم به آهن ربا نچسبید پینه دوز گفت: می بینی چوب و سنگ به آهن ربا نمی چسبد چیزهایی هم که زیر چوب و سنگ هست به آهن ربا نمی چسبد همین میخ وسوزن ها برای ما کافی است.

  بیا زودتر کفش هایت را بدوزم.جیرجیرک دید که پینه دوز و زنبورک دوستان خوبی شده اند برای همین از علف ها بیرون آمد و گفت: ببخشید که من شما را به زحمت انداختم قول می دهم که دیکر مزاحم کار کسی نشوم. اجازه بدهید من هم برای دوختن کفش ها به شما کمک کنم آنوقت جیرجیرک یک سوزن برداشت. زنبور کوچولو آن را نخ کرد و پینه دوز هم تندتند مشغول دوختن شد.

پرسش های پیشنهادی:

1- چرا جیرجیرک وسایل پینه دوز را در جوی آب انداخت؟

2- دلیل خوشحالی پینه دوز چه بود؟

3- .......    

کلمه های مخالف کلمه های خطکشی شده در جمله های زیر را بنویسید .

سبزه زار گرم و آفتابی بود.                  پینه دوز علف بلندی چید

دو کلمه زیبا از درس پیدا کنید و با هر کدام یک جمله بنویسید.

_

_

اگر به جای نویسنده ی داستان بودید چه نامی برای داستان انتخاب می کردید؟

به نظر شما کار جیرجیرک درست بود؟

قسمتی از داستان را که برای شما خوشایند است با نقاشی نشان دهید و آن را رنگ آمیزی کنید.

 

همچنین راه های متنوع دیگری هم برای ایجاد فرصت مناسب جهت جمله سازی میتوان انجام داد من خود شخصا این روش را در کلاس اجرا کرده ام و نتیجه خوبی هم گرفته ام.

بردن بچه ها به یک سفر خیالی:

بچه ها امروز می خواهیم پرنده شویم و با هم به یک سفر برویم. چشمها را ببندید می خواهیم با هم به شهر جمله ها سفر کنیم از سرزمین های زیبا و سبز می گذریم و… به دروازه های شهر جمله ها رسیدیم چه چیزهای می بینید بچه ها مراقب باشید اون چیه که با سرعت به طرف ما می آید فکر کنم یک گربه ی پرنده است. وای چه شکلی دارد و همین طور بچه ها رابا خیال و داستان به کلاس بر گرداندم. از آنها خواستم یک بار سفری که رفتیم در ذهن خود مرور کنند سپس هرگروهی به صورت جمعی یک جمله در مورد چیزهایی که در سفر دیده اند بنویسید.همه ی گروه ها  جمله ها را می خوانند در مورد بعضی از جملات از گروه می خواهم که توضیحات بیشتری ارائه دهند با این روش میتوان قدرت تخیل و ابتکار بچه ها را افزایش داد.همچنین چون گروهی جمله می نویسند برایشان جالب است از طرفی هم با جمله های مختلف که گروه ها نوشته اند آشنا می شوند و فرصت مناسب برای جمله سازی  در اختیار آنها قرار می گیرد.

انشا در مفهوم آفریدن است و خلاقیت یعنی هر بار منظری نوو نگاهی تازه به مسائل وقضایا برای نوشتن گشوده می شود. این آفرینش می تواند با بهره گیری از فضا فرصت موقعیت آفریدن یک حادثه و یا عمل در کاری که خود معلم انجام میدهد تحقق پیدا کند .

سخن گفتن جزء انشا است و لازمه ایجاد خلاقیت در نوشتن می تواند همین باشد که گره زبان ها را بگشاییم و فرصت های برای سخن گفتن فراهم بیاوریم یعنی انشا را معقوله ای صرفا نوشتاری نبینی بلکه گفتن را نیز مقدمه یا جزئی از کل مسئله تلقی کنیم. انشا یک نوع بازی ذهن است که هر قدر طبیعی تر و خود انگیخته تر باشد خلاق تر سیال تر است و لذتش از تریق خلق کنش آزاد ذهن بالا می رود می گویند بازی فعالیتی است که هدف آن در خود آن است بر این اساس درس انشا در کلاس ها و در مدارس ما باید به نحوی به بچه ها ارائه شود که هدف آن در خودش باشد نه آن چیزی که ما انتظار داریم یعنی دانش آموز نگوید معلمم چی می پسندد تا آن را بنویسیم یا چه کار بکنم نمره ی خوبی بگیرم.زیرا این انشا دیگر انشا نیست چیز دیگری است که اسم آن را انشا نهاده ایم .

کلاس انشا کلاس آزادی ذهن و آزادی اندیشه و یک نوع تعامل و تبادل پویا و خلاق بین معلم و دانش آموز است برای این که بچه ها بتوانند به دور از هر گونه تصنع و تکلف و انضباط های خشک مدرسه ای به شکل آزاد مسائل شان را مطرح کنند. ایده هایشان را  در قالب یک بارش مغزی طرح کنند .

به صورت تداعی آزاد بدون هیچ گونه ترس و واهمه و پرهیز از تیررس قضاوت دیگران مطرح کنند که این خود متفصن وجود فضایی آزاد همراه با احترام و اعتقاد متقابل در کلاس درس است آن گاه می توان به شرایط مساعد کلاس انشا دست یافت.

( 2مشکل اسا سی و مهم انشا )

1- ناتوانی دانش آموزان در تولید فکر یا اندیشه برای نوشتن:در حقیقت دانش آموزان به علت کم مطالعه کردن توانایی لازم را برای نوشتن ندارند و دچار نوعی فقر فکری و ذهنی هستند. درنتیجه برای رسیدن به وضع مطلوب باید فکر آنها را بار ور کنیم و این کار جز با علاقمند کردن آنان به مطالعه امکان پذیر نیست.

2- جذاب نبودن کلاس انشا:ماهمه این موضوع را به روشنی دریافته ایم که کلاس های ورزش و نقاشی برای دانش آموزان جذابیت دارد و تنها همین کلاس ها در مدارس دارای حیات هستند لذا آموزش انشا را می توان با قصه خوانی و نقاشی آغاز کرد. در اینجا گامهایی که برای انشا نویسی لازم است به صورت اجمالی و مختصر گرد

آورده ایم امید وارم مورد استفاده و مفید باشد. 

کتابخوانی

گام اول:صحبت درباره کتاب و کتابخوانی

برای شروع ابتدا این جمله را بر روی تخته سیاه می نویسیم:

          (کسی می تواند نویسنده ی خوبی بشود که خواننده ی خوبی باشد )

سپس ازدانش آموزان بخواهیم که این جمله را خوش خط و خوانا در اولین صفحه ی دفترشان بنویسند و درباره ی

مطالعه کردن و کتاب خوانی برایشان صحبت می کنیم نظر بچه ها را در این مورد می پرسیم. ازآنها می خواهیم

 

فهرستی از کتابهایی که خوانده اند در دفترشان با ذکرمشصات آنها بنویسند و از بین کتاب هایی که خوانده اند بهترین کتابها را با رنگ دیگری مشخص کنند همان طور که می دانی با گفتن و صحبت کردن برای بچه ها  دانش آموزان کتاب خوان نمی شوند. آنها باید ما معلمان را به عنوان الگو های عملی بپذیرند و قبول کنند.

ما می توانیم چند نمونه داستان هایی ازکتاب های مختلف را بخوانیم و از آنها بخواهیم که برای صحنه هایی از داستان که خوششان آمده نقاشی رسم کنند در زیر چند نمونه داستان مطرح شد.

گام دوم:به دنبال گمشده

 

مادرم گفت: اگر سرت را محکم نگه نداری گمش میکنی.

امروز انگار همین طور شد عصر که با پسر خاله ام با زی می کردم زمین خوردم و سرم قل خورد و رفت .

رفت و رفت تا از نظرها ناپدید شد!

حالا نه می توانم دنبالش بگردم چون چشمهایم آنجاست.

نه صدایش می توانم بزنم چون دهانم انجاست.

تازه صدایم را هم نمی شنوم چون گوش هایم آنجاست.

 حتی نمی توانم به او فکر کنم چون مغزم آنجاست.

پس همان بهتر که چند لحظه ای روی این سنگ بنشینم و استراحتی بکنم.

 

گام سوم:بچه ی تلویزیون

داستان جیمی ویزیون یک داستان واقعی است. جیمی ویزیون خیلی تلویزیون دوست داشت. مثل شما! او تمام روز تلویزیون تماشا می کرد تمام برنامه های صبح و همه ی برنامه های شب به علاوه برنامه های وسط روز را می دید آن قدر که رفته رفته لاغر و زرد نبو شد.

اما باز هم تماشا کرد آنقدر که به صندلیش چسبید و چشمهایش باز باز ماند و چانه اش به شکل پیچ تلویزیون در آمد! و از لای موهایش دو آنتن سبز شد! مغزش به لامپ تلویزیون تبدیل شد! و صورتش مثل صفحه ی تلویزیون

شد.جای دو گوشش هم دو دکمه در آمد که طق و طاق صدا می دادند.

یک رشته سیم و دو شاخه هم از پشتش بیرون زد که مثل دم بود!

حالا همه ما دور تا دور می شینیم و به جای تلویزیون جیمی ویزیون تماشا می کنیم!

همه نقاشی ها را بررسی می کنیم از بچه ها در مورد صحنه ای که انتخاب کرده اند توضیحاتی می خواهیم و دلیل انتخاب صحنه ی مورد نظر را میپرسیم آنها را تشویق می کنیم بعضی از دانش آموزان نمی توانند صحنه ای را که انتخاب کرده اند بکشنند به آنها یاد آوری می کنیم که هدفمان نقاش شدن نیست بلکه پی بردن به فضا و داستان است. البته خواندن داستان چندین جلسه ادامه می یابد با این روش کلاس را برای بچه ها جذاب می کنیم با بر پایی نمایشگاه به آنها انگیزه بدهیم.

 

گام چهارم :انشا کوتاه

به دلیل کوتاه بودن این نوع انشا دانش آموزان ان را با علاقه بیشتر می نویسند و کوشش خود را به محتوا و متن معطوف می کنند و نگران طول انشا نمی شوند.چون در اوایل از این جهت آسوده خاطر هستند بنابراین انشا هابشان از محتوای خوبی برخوردار می شود در ضمن با توجه به قصه هایی که خوانده شده بچه ها دارای نوعی زمینه فکری شده اند و با افکار و اندیشه ی بزرگان و صاحبان قلم تا حدی آشنا شده اند و در نتیجه تا حدی خلاء فکری آنها از بین رفته و ذهنشان خالی نیست. همچنین از موضوعات کلیشه ای و قالبی که سالها بچه ها با انها آشنا شده اند و برایشان جذاب نیست بدور می باشد .

کامل کردن یک داستان نیمه تمام که گاهی از آنها می خواهیم هم یک نمونه از نوشتن انشا ی کوتاه است بچه ها انشا های اولیه را کوتاه مینویسند اما با گذشت یکی دو جلسه از ما می خواهند که انشا های بلند بنویسند یااگرانشاها یشان را طولانی نوشتند اشکال نداشته باشد در این صورت ما غیر مستقیم به خواسته ی

 خود رسیده ایم.

بدون اینکه از بچه ها بخواهیم که انشای بلند بنویسند بچه ها خودشان مینویسند اگر چند نفری هم علاقه داشته باشند که انشا یشان را شعر گونه از آنها حمایت کنیم و اجازه بدهیم که انشاهایشان را شعر گونه بنویسند.

گام پنجم:تقویت حس بینایی

به بچه ها بیاموزیم که برای اینکه نویسنده ی خوبی باشیم باید از تمامی حواس به خصوص چشم هایمان خوب استفاده کنیم ساختن کلاژ-دادن تصاویر و پیدا کردن اختلاف انها و اجرای پانتومیم ئر این راه مفید می باشد.

تقویت حس شنوایی

برای این که نویسنده خوبی باشیم باید گوش شنوایی داشته باشیم پخش صدا های گوناگون و تشخیص صداهای محیط اطراف و بازی در این کار بسیار موثر است بچه ها را راهنمایی کنیم که فرق بین شنیدند و گوش دادن را بفهمند .

نوشتن انشای بلند

همه با هم انشا می نویسیم ما هم مانند بچه ها انشا بنویسیم تا آنها خود به خود چگونه نوشتن را بیاموزند ابتدا از موضوعاتی که آنها خوششان می آید شروع کنیم و سپس به موضوعات کتاب و قیره برسیم.

وقتی از بچه ها خواستم تا اتشایی در مورد ( اگر یک مادربودید چه می کردید ) بنویسند  ذوق و اشتیاق آنها خیلی جالب بود و نوشته های جالب و خوبی را مشاهده کردم .

خواندن اتشا به بچه ها بیاموزیم که چگونه انشا خود را در کلاس بخوانند با پرسش و پاسخ به این نتیجه برسیم که کسانی که انشا خود را با صدای بلند و رسا و با احساس تر می خوانند ما از آن انشا بیشتر خوشمان می آید و بیان بچه های خودمان را تقویت کنیم.

گام ششم:انشای گروهی یاانشای مشارکتی

از بچه ها بخوهیم با همکاری و هم فکری یک دیگر یک انشا بنویسند بدین ترتیب با افکار هم دیکر آشنا می شوند و چون در کنار هم و با هم شروع به نوشتن می کنند حس اعتقاد به نفس و انگیزه قابل توجهی دارند.

بعد خواندن اتشا به بچه ها نمره ی انشا ی گروهی بدهیم و انشاهای گروهی را در پرونده ی کار گروهی مدرسه قرار دهیم و بعد نمایشگاهی از این نوشته ها ترتیب دهیم .

سکوی پرتاب به دنیای نوشتن

این گام سکوی برای پرتاب دانش آموزان به دنیای انشا نویسی است یکی از سخت ترین قسمت های انشا نویسی تسخیر شدن به وسیله ی موضوع است و همین امر قدرت و پویایی را از نویسنده میگیرد  لذا نویسنده صرفا به موضوع می اندیشد. لازم است دانش آموز را یاری کنیم تا زمانی که به موضوع می اندیشد            

سعی کند آن چه را قبلا آموخته است با خود همراه سازد تا انشای کاملی ارائه دهد .

در این گام دانش آموز هدایت می شود تا از شش گام قبلی به صورت بهینه استفاده کند و با بهره برداری عمیق و همزمان از تمامی مراحل گفته شده ما انشا بنویسد . 

*************************************************************************

     منابع و ماخذ:

1-  کتاب معلم ( راهنمای تدریس ) پایه اول و سوم ( بخوانیم و بنویسیم )

2- نشریه ماهانه آموزشی – تربیتی پیوند. آذر 1383- شماره 302- مهناز مرادی

3- نشریه ماهانه آموزشی – تربیتی پیوند.آبان 83 – شماره 301 – آیا میدانید چگونه می توان کودکانی خلاق تربیت کرد؟ ترجمه و تالیف : ماندانا سلحشور

4- نشریه ماهانه آموزشی – تربیتی پیوند. تابستان 84 – شماره های 309-310-311- مقاله کلاس درس و پرورش خلاقیت- رامین طلایی

5- مجموعه کتاب های نگارش (1) به کوشش: سید حسین حسینی نژا د.

6- هفت گام تا انشا نویسی. نویسنده: اکرم بهرامیان 

*****************************************************************************************************

 نویسنده

 شیرین محمد پور   آموزگار محدثه


گرو ه آموزش ابتدایی

 

بازگشت به وبلاگ گروه آموزش ابتدایی

 

 

 

 


 

اداره آموزش و پرورش بوستان و گلستان - گروه آموزش ابتدایی

 

 دریچه ای رو به خلاقیت

مقدمه

سالهاي‌ كودكي‌ و نوجواني‌ ما با خاطرات‌ دوران‌ مدرسه‌ به‌ هم‌ گره‌ خورده‌ است‌ و هنوز انعكاس‌ صداي‌ هياهوي‌ كلاسها در ذهن‌ ما شنيده‌ مي‌شود. اين‌ خاطره‌ تا آخرين‌ لحظات‌ عمر نيز با ما همراه‌ خواهد بود و از همه‌ آنها مهمتر،معلمان‌ سختكوشي‌ كه‌ تلاش‌ مي‌كردند تعليم‌ خود را با از خودگذشتگي‌ در قلب‌ ما حك‌ كنند. به‌ هنگام‌ نزديكي‌ فصل‌ پاييز، آسمان‌ ميهمان‌ »پاييز خبركن‌ها« (قاصدك ها ) مي‌شود. يكي‌ از سرگرمي‌هاي‌ كودكان‌،بازي‌ با اين‌ موجودات‌ ظريف‌ طبيعت‌ است‌. كودكان ياد مي‌گيرند كه‌ چگونه‌ با ظرافت‌ و دقت‌، با آنها بازي‌ كنند كه‌ صدمه‌ نبينند. اين‌ درسي‌ است‌ كه‌ طبيعت‌ در شروع‌ سال‌ تحصيلي‌ به‌ ما مي‌آموزد كه‌ برخورد با دانش‌آموزان‌ چه‌ بسا ظريف‌تر از بازي‌ با پاييز خبركن‌ها است‌. از ميان‌ دروسي‌ كه‌ در خاطرات‌ ما به‌ جاي‌ مانده‌، درس‌ انشاست‌.دركلاس‌درس‌،معلم‌ موضوعي‌ را ارايه‌ مي‌كرد و به‌ دنبال‌ آن‌، دانش‌آموزان‌ مي‌بايستي‌ در مورد آن‌ فكر مي‌كردند و آنگاه‌ شروع‌ به‌ نوشتن‌ كرده‌ و گاهي‌ نيز آن‌ را به‌ منزل‌ برده‌ و با كمك‌ والدين‌ به‌ اتمام‌ مي‌رساندند. از ميان‌ كل‌ انشاهاي‌ نوشته‌ شده‌،تعدادي‌ در كلاس‌ خوانده‌ مي‌شد و بقيه‌،تنها نمره‌يي‌ را نصيب‌ خود كرده‌ و به‌ فراموشي‌ سپرده‌ مي‌شدند. در اين‌ فرآيند آموزشي‌ كه‌ انجام‌ مي‌شد توجه‌ به‌ چند نكته‌ مهم‌ ضروري‌ است‌:
1-
ارايه‌ موضوعات‌ تكراري‌ به‌ دانش‌آموزان‌
2-
آشنا نشدن‌ دانش‌آموزان‌ با ضرورت‌ و حياتي‌بودن‌ مهارت‌ نوشتن‌
3 -
بي‌انگيزگي‌ دانش‌آموزان‌ نسبت‌ به‌ مهارت‌ نوشتن‌

حال‌ اين‌ سوال‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ چگونه‌ بايد انگيزش‌ دروني‌ را در دانش‌آموزان‌ زنده‌ كرد؟


بعضي‌ از نظريه‌پردازان‌ و پژوهشگران‌ در خصوص‌ انگيزش‌ دروني‌ بيان‌ مي‌كنند،نيرويي‌ دروني‌ است‌ كه‌ انسان‌ را براي‌ رسيدن‌ به‌ يك‌ هدف‌ مشخص‌ به‌ حركت‌ وا مي‌دارد. اين‌ انرژي‌ دروني‌ تحت‌ تاثير دو عامل‌ مهم‌ زير قرار دارد:
1 -
احساس‌ ادراك‌ كفايت‌ در فرد، با داشتن‌ اين‌ احساس‌، فرد خود را توانمند دانسته‌ و باور دارد كه‌ از عهده‌ انجام‌ وظايف‌ بر مي‌آيد.
2
توانايي‌ فرد در كنترل‌ بر يك‌ موقعيت‌ يا محيط‌.
در اين‌ حالت‌،فرد قادر است‌ در محيط‌ اطراف‌ خود،اثرگذار بوده‌ و نقش‌ داشته‌ باشد و بتواند اثر ارزشمندي‌ از خود به‌ جا بگذارد و تنها يك‌ فرد مطيع‌ و حرف‌گوش‌كن‌ نباشد.

البته‌ انگيزش‌هاي‌ بيروني‌ نظير تنبيه‌، تشويق‌، نمره‌ و نظير اينها نيز وجود دارند كه‌ فرد را به‌ تلاش‌ وا مي‌دارند و گاهي‌ با حذف‌ شدن‌ اين‌ انگيزش‌،فرد نيز فعاليت‌ خود را متوقف‌ مي‌كند.

براي‌ مثال‌ مي‌توانيم‌ دانش‌آموزاني‌ را ببينيم‌ كه‌ با تلاش‌،درس‌ مي‌خوانند و امتحان‌ مي‌دهند و به‌ محض‌ گرفتن‌ نمره‌ قبولي‌ و اتمام‌ دروس‌ در پايان‌ سال‌ تحصيلي‌،كتابها را به‌ گوشه‌يي‌ انداخته‌ و براي‌ هميشه‌ آنها را فراموش‌ مي‌كنند و اصولا از عشق‌ و علاقه‌ براي‌ درس‌خواندن‌ در آنها خبري‌ نيست‌. با دقت‌ در محيط‌ اطراف‌ خويش‌ مي‌توانيم‌ هزاران‌ نفر از اين انسانها را ببينيم‌ كه‌ اموري‌ را به‌ صورت‌ تكراري‌ و بدون‌ انگيزه‌ انجام‌ مي‌دهند و هيچگاه‌ خلاقيت‌ و كار تازه‌يي‌ در ميان‌ آنها نمي‌بينيم‌، زيرا ايجاد كردن‌ انگيزش‌ دروني‌،كاري‌ سخت‌ و دشوار و نيازمند معلمان‌ از خود گذشته‌، پژوهشگر، صبور و با مطالعه‌ است‌و به‌ خاطر همين‌ ويژگي‌ است‌ كه‌ »امانوئل‌ كانت‌« تعليم‌ و تربيت‌ را جزء سخت‌ترين‌ امور عالم‌ مي‌داند. درس‌ انشا نيز از اين‌ قاعده‌ مستثني‌ نيست‌ و : نيازمند يك‌ انگيزش‌ دروني‌ در دانش‌آموزان‌ مي‌باشد تا با علاقه‌ به‌ فراگيري‌ آن‌ همت‌ بگذارند.
در ابتدا لازم‌ است‌ دريابيم‌،اگر در جامعه‌يي‌ انسانها علاقه‌يي‌ به‌ نوشتن‌ نداشته‌ باشند،چه‌ مشكلاتي‌ را در پي‌ خواهد داشت‌.


به‌ فراموشي‌ سپرده‌ شدن‌ تجربيات‌ ارزشمند

 

در جامعه‌يي‌ كه‌ انسانها نوشتن‌ را به‌ عنوان‌ يك‌ ضرورت‌ مدنظر قرار نمي‌دهند و از اين‌ مهارت‌ روزانه‌ در محل‌ كار و امور زندگي‌ استفاده‌ نمي‌كنند، به‌ مرور به‌ كاري‌ سخت‌ تبديل‌ مي‌شود به‌ گونه‌يي‌ كه‌ هنگامي‌ كه‌ فرد قلم‌ به‌ دست‌ مي‌گيرد تا مطلبي‌ را بنويسد، گاهي‌ چندين‌ ورق‌ كاغذ را خط‌خطي‌ مي‌كند تا اينكه‌ بتواند منظور خود را بيان‌ كند و به‌ همين‌ خاطر چون‌ اين‌ مهارت‌ نيازمند تمرين‌ مكرر است‌، لذا افراد به‌ جاي‌ بكارگيري‌ آن‌ سعي‌ مي‌كنند از دست‌ آن‌ فرار كنند.
به‌ اين‌ ترتيب‌ تجربياتي‌ كه‌ گهگاه‌ بسختي‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌، به‌ آساني‌ به‌ فراموشي‌ سپرده‌ مي‌شوند. هنگامي‌ كه‌ تجربيات‌ در جامعه‌ ثبت‌ نمي‌شوند،بايد شاهد دوباره‌ كاري‌ها و موازي‌كاريها باشيم‌. فرض‌ كنيد اگر آدمي‌ هر آن‌ چيزي‌ را كه‌ فرا مي‌گرفت‌ در حافظه‌اش‌ ؤبت‌ نمي‌شد، چه‌ اتفاقي‌ مي‌افتد؟ اعمال‌ آدمي‌ بدون‌ هدف‌ و بدون‌ پيش‌بيني‌ مي‌شد و در مقياس‌ اجتماعي‌ نيز وقتي‌ انسانها تجربه‌ خويش‌ را ثبت‌ نمي‌كنند بايد شاهد دوباره‌كاري‌ها و امور موازي‌ فراوان‌ در سطح‌ جامعه‌ باشيم‌ و از طرفي‌ شاهد غيرقابل‌ پيش‌بيني‌ بودن‌ امور باشيم‌.
از طرفي‌ چون‌ نوشتن‌ به‌ عنوان‌ يك‌ نياز اساسي‌،اهميت‌ خويش‌ را در بين‌ مردم‌ يك‌ جامعه‌ از دست‌ مي‌دهد، لذا ديگر در اولويت‌ امور قرار نمي‌گيرد و برنامه‌ريزي‌هاي‌ لازم‌ جهت‌ توسعه‌ آن‌ نيز صورت‌ نمي‌گيرد. براي‌ مثال‌ اگر در جامعه‌ همه‌ كاركنان‌ موظف‌ بودند، خلاصه‌يي‌ از بهترين‌ تجربيات‌ خود را به‌ صورت‌ مكتوب‌ در آخر سال‌ ارايه‌ كنند و پاداش‌ دريافت‌ كنند،چه‌ حجم‌ عظيمي‌ از تجربيات‌ ثبت‌ مي‌شد و مي‌توانست‌ مورد استفاده‌ برنامه‌ريزان‌ واقع‌ شود. متاسفانه‌ به‌ علت‌ بي‌علاقگي‌ به‌ نوشتن‌، حتي‌ اگر اين‌ اقدام‌ بخواهد در جامعه‌ اجرا شود نيازمند مهيا كردن‌ شرايط‌ و علاقه‌مندسازي‌ افراد‌ است‌ در غير اين‌ صورت‌ تنها به‌ يك‌ كار نمايشي‌ تبديل‌ مي‌شود.


2 -
مهياشدن‌ منابع‌ براي‌ پژوهشگران


ثبت‌ تجربيات‌ اگر در جامعه‌ كه‌ به‌ فراواني‌ صورت‌ ‌گيرد،سبب‌ مي‌شود.پژوهشگران‌ به‌ مطالب‌ فراوان‌ و دقيقي‌ دسترسي‌ داشته‌ باشند و بتوانند نتايج‌ پژوهشي‌ خود را بطور دقيق‌ بيان‌ كنند و لذا نتايج‌ آنها خطاي‌ كمتري‌ داشته‌ و برنامه‌هاي‌ مناسب‌تري‌ بر پايه‌ اين‌ اطلاعات‌ طراحي‌ مي شود كه‌ اين‌ خود اصلاحات‌ فراواني‌ را در جامعه‌ به‌دنبال‌ خواهد داشت.‌


نوشتن و تفکر


وقتي‌ انسانها، علاقه‌ فراواني‌ به‌ نوشتن‌ دارند سبب‌ مي‌شود بخشي‌ از اوقات‌ فراغت‌ خود را صرف‌ نويسندگي‌ كنند و اين‌ خود سبب‌ مي‌شود انسان‌ تفكر كند. فرد با به‌ نمايش‌ گذاشتن‌ انديشه‌هاي‌ ذهن‌ خود بر روي‌ كاغذ، بهتر فكر مي‌كند و به‌ آنها تكامل‌ مي‌بخشد و آدمي‌ از اين‌ طريق‌ به‌ اعماق‌ وجودش‌ سفر مي‌كند و به‌ سوي‌ خودشناسي‌ حركت‌ مي‌كند.


نوشتن‌ و مطالعه‌


نوشتن‌ به‌ دنبال‌ خود، مطالعه‌ كردن‌ را نيز به‌ همراه‌ دارد. كسي‌ كه‌ ذخيره‌ اطلاعات‌ خوبي‌ ندارد، نوشته‌هاي‌ ارزشمندي‌ نيز نخواهد داشت‌. نوشته‌ها، براحتي‌ نقد مي‌شوند و هنگامي‌ كه‌ تهي‌ از دانسته‌هاي‌ گرانبها باشند، بخوبي‌ بي‌محتوا بودن‌ خود را آشكار مي‌كنند. پس‌ انسانهايي‌ كه‌ زياد مي‌نويسند، مجبورند زياد بخوانند. وقتي‌ جامعه‌ زياد مطالعه‌ كرد، بازار كتابخواني‌ گسترش‌ مي‌يابد و به‌ دنبال‌ آن‌ نويسندگي‌ مي‌تواند به‌ يك‌ شغل‌ تبديل‌ شود، يعني‌ انسانهايي‌ پديد مي‌آيند كه‌ براي‌ جامعه‌ فكر مي‌كنند و مي‌نويسند و قادرند از اين‌ طريق‌ زندگي‌ كنند و اين‌ خود سبب‌ گسترش‌ و ارايه‌ انديشه‌هاي‌ نو و ارزشمند مي‌شود و هنگامي‌ كه‌ مطالب‌ پرمحتوا در جامعه‌ ارايه‌ شود، اثرات آن‌ در بهبود زندگي‌ مردم‌ بخوبي‌ پديدار مي‌شود.

در كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌، نويسندگان‌ از جايگاه‌ بالايي‌ برخوردارند، زيرا آنان‌ هستند كه‌ با كلمات‌ ثبت‌ شده‌ خويش‌ آدميان‌

را وادار به‌ انديشيدن‌ مي‌كنند و قادرند ذهن‌ انسانها را تا دورترين‌ نقاط‌ عالم‌ تحت‌ تاثير قرار داده‌ و آنان‌ را وادار به‌ تفكر در مورد موضوعي‌ كنند كه‌ اصلا به‌ آن‌ توجهي‌ نمي‌كردند و از اين‌ راه‌ نرم‌افزار فكري‌ مردم‌ ديگر جوامع‌ را طراحي‌ مي‌كنند. اصولا تاريخ‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ بسياري‌ از كتابها مسير تاريخ‌ را عوض‌ كرده‌اند و اين‌ نشان‌ از قدرت‌ قلم‌ دارد.
هنگامي‌ كه‌ كتاب‌ "كلبه‌ عموتم‌"وسط‌ "هريت‌ بيچراستو"وشته‌ شد، در طول‌ يكسال‌ يك‌ ميليون‌ نسخه‌ آن‌ در امريكا فروش‌

رفت‌. در اين‌ كتاب‌ از آزادي‌ سياهپوستان‌ دفاع‌ شد و چنان‌ بر افكار عمومي‌ مردم‌ امريكا اثر گذاشت‌ كه‌ موجب‌ تسريع‌ جنبش‌ آزادي‌ بردگان‌ شد و سبب‌ الغاي‌ بردگي‌ در سال‌ 1864 شد و اين‌ كتاب‌ در سراسر جهان‌ مورد تحسين‌ قرار گرفت‌.


نوشتن‌ و مشاركت‌ در اجتماع‌


انسانهايي‌ كه‌ علاقه‌ به‌ نوشتن‌ دارند، مشاركت‌ كنندگان‌ قوي‌ در فعاليتهاي‌ اجتماعي‌ هستند. آنها با قلم‌ خود تجربيات‌، نقدها، پيشنهادات‌ و افكار نوين‌ خود را به‌ ديگران‌ منتقل‌ مي‌كنند و برعكس‌ در جامعه‌يي‌ كه‌ انسانها علاقه‌يي‌ به‌ نوشتن‌ ندارند، جمع‌ كثيري‌ از مردم‌ نقشي‌ در مشاركت‌هاي‌ اجتماعي‌ ندارند
ثبات‌ شخصيت‌ و نوشتن‌


انسانهايي‌ كه‌ بطور مكرر و با علاقه‌ مي‌نويسند، گويي‌ درون‌ خود را بر روي‌ كاغذ منتقل‌ مي‌كنند و در اصل‌ به‌ سوي‌ مسووليت‌ پذيري‌ پيش‌ مي‌روند، زيرا نوشته‌ هر فرد، نمود شخصيت‌ اوست‌ و لذا اين‌ فرد به‌ مرور پايبند ارزشهاي‌ دروني‌ خود خواهد بود و آرام‌ آرام‌ به‌ سمت‌ يك‌ شخصيت‌ باثبات‌ حركت‌ مي‌كند و چيزي‌ كه‌ به‌ جامعه‌ اميد مي‌دهد، وجود انسانهايي‌ است‌ كه‌ داراي‌ ثبات‌ شخصيت‌ هستند وهرلحظه‌ رنگي‌ جديد به‌ خود نمي‌گيرند.


نوشتن‌، ورود قدرتمندانه‌ در دنياي‌ اينترنت‌


دنياي‌ امروز، ميهمان‌ پديده‌يي‌ شگفت‌انگيز به‌ نام‌ اينترنت‌ است‌. در اين‌ پديده‌ عجيب‌، هركسي‌ با يك‌ كامپيوتر و يك‌ مودم‌ مي‌تواند تبديل‌ به‌ يك‌ سازمان‌ انتشاراتي‌ شود. كساني‌ كه‌ از مهارت‌ بالايي‌ در نوشتن‌ برخوردار باشند، براحتي‌ مي‌توانند با ديگران‌ در سراسر جهان‌ ارتباط‌ برقرار كرده‌ و علاوه‌ بركسب‌ تجربه‌ به‌ انتقال‌ تجربيات‌ نيز بپردازند. در غير اينصورت‌ تنها به‌ يك‌ بيننده‌ و شنونده‌ منفعل‌ تبديل‌ مي‌شوند. در حال‌ حاضر، كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ به‌ منظور به‌ تسخير درآوردن‌ اذهان‌ مردم‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌، انسانهاي‌ توانمندي‌ را تربيت‌ كرده‌اند كه‌ براحتي‌ قادرند از طريق‌ اينترنت‌ ديدگاههاي‌ خود را بيان‌ كنند و در اعماق‌ ذهن‌ انسانها نفوذ كنند.

با توجه‌ به‌ اينكه‌ هر روزه‌ قيمت‌ كامپيوتر و خدمات‌ اينترنت‌ ارزان‌تر خواهد شد، در سالهاي‌ آتي‌، ميليونها نفر از دانش‌آموزان‌ ما قادر خواهند شد به‌ اينترنت‌ دسترسي‌ پيدا كرده‌ و از آن‌ استفاده‌ كنند و لذا ضرورت‌ تربيت‌ افرادي‌ كه‌ در نوشتن‌ توانمند بوده‌ و بخوبي‌ تفكر كنند، روز به‌ روز حياتي‌تر مي‌شود.


جامعه‌ گفتاري


يكي‌ از مشكلات‌ ديگر جوامعي‌ كه‌ مردم‌ آن‌ علاقه‌يي‌ به‌ نوشتن‌ ندارند، گفتاري‌ شدن‌ جامعه‌ است‌. هنگامي‌ كه‌ مردم‌ نمي‌نويسند و بيشتر صحبت‌ مي‌كنند، پايه‌ انتقال‌ اطلاعات‌، گفتار مي‌شود و در هنگام‌ گفت‌وگو، امكان‌ انتقال‌ اطلاعات‌ غلط‌ و شايعات‌ فراوان‌ است‌ زيرا كسي‌ براي‌ قبول‌ گفته‌ها به‌ دنبال‌ سند مكتوب‌ نيست‌ زيرا مردم‌ عادتي‌ به‌ ارايه‌ سند ندارند و اصولا در نوشتن‌ است‌ كه‌ فرد مجبور است‌ برپايه‌ سند صحبت‌ كند و بدون‌ ارايه‌ سند مناسب‌ نوشته‌ها از گردونه‌ مكتوبات‌ به‌ مرور حذف‌ خواهند شد و لذا اين‌ گفت‌وگوهاي‌ بي‌سند سبب‌ تصميم‌گيريهايي‌ در جامعه‌ مي‌شوند كه‌ خسارتهاي‌ جبران‌ ناپذيري‌ به‌دنبال‌ دارد و چه‌ بسا بحران‌هاي‌ پيش‌بيني‌ نشده‌يي‌ را به‌ همراه‌ خود براي‌ جامعه‌ پديد آورد


نوشتن‌ و آرامش‌


يكي‌ از اثرات‌ نوشتن‌، اثرات‌ رواني‌ آن‌ است‌. جف‌ لوو، روانشناس‌ سلامتي‌ دانشگاه‌ هال‌ كه‌ بر روي‌ زيست‌ شناختي‌ نهفته‌ در نويسندگي‌ به‌ عنوان‌ درمان‌ كار مي‌كند،بيان‌ مي‌كند:


تحقيقات‌ من‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ تخليه‌ احساسات‌ شديد در حقيقت‌ سيستم‌ ايمني‌ را فعال‌ مي‌سازد. البين‌ليه‌هال‌ روانپزشكي‌ است‌ كه‌ بطور فعالانه‌ بيماران‌ خود را به‌ نوشتن‌ تشويق‌ مي‌كند بيان‌ مي‌دارد،نوشتن‌ آزادانه‌،نه‌ تنها تخليه‌كننده‌ هيجانات‌ است‌،بلكه‌ مردم‌ به‌واسطه‌ آن‌ چيزهاي‌ زيادي‌ در مورد خود مي‌آموزند. جيلي‌بولتن‌،شاعري‌ است‌ كه‌ به‌ عنوان‌ محقق‌ دانشگاه‌ شفيلد،هم‌ با بيماران‌ و هم‌ با پزشكان‌ كار مي‌كند و اعتقاد دارد ،نوشتن‌ از لحاظ‌ درماني‌ مهم‌ است‌.
البته‌ تحقيقاتي‌ نيز در امريكا صورت‌ گرفته‌ است‌ كه‌ در آن‌ نشان‌ مي‌دهد،اشخاص‌ مبتلا به‌ تنگي‌ نفس‌ پس‌ از تلاش‌ براي‌ درمان‌ از طريق‌ نويسندگي‌ خلاق‌،كاهش‌ نشانه‌هاي‌ بيماري‌شان‌ را تجربه‌ كردند و آزمايشهاي‌ مربوط‌ به‌ اشخاص‌ مبتلا به‌ آرتريت‌ -درد مفاصل‌ -نشان‌ مي‌دهد كه‌ اگر آنان‌ مطالب‌ گويايي‌ درباره‌ تجربيات‌ نگران‌كننده‌ خود بنويسند،نشانه‌هاي‌ بيماري‌ خود را بطور قابل‌ توجهي‌ كاهش‌ مي‌دهند؟.


حال‌ با اين‌ سوال‌ روبرو مي‌شويم‌ كه‌ چگونه‌ بايد انگيزش‌ دروني‌ را در دانش‌آموزان‌ در خصوص‌ علاقه‌مندي‌ به‌ درس‌ انشا ايجاد كنيم‌


1_
در جلسات‌ اوليه‌ كلاسهاي‌ درس‌ انشا،مي‌توان‌ از نويسندگان‌ دعوت‌ كرد تا اشتياق‌ اوليه‌ را در وجود دانش‌آموزان‌ پديد آورند.

آنان‌ بايد به‌ اهميت‌ نوشتن‌ پي‌ ببرند و تجربيات‌ لازم‌ را از اهل‌ فن‌ فرابگيرند. كساني‌ كه‌ با علاقه‌ مي‌نويسند،به‌ علت‌ دارا بودن‌ انگيزش‌ دروني‌ قوي‌،در بعضي‌ شرايط‌ ممكن‌ است‌ اين‌ اشتياق‌ را به‌ ديگران‌ منتقل‌ كنند و تنها كافي‌ است‌ اين‌

علاقه‌مندي‌ به‌ نوشتن‌ و نويسندگي‌ در 5 تا 10درصد دانش‌آموزان‌ ايجاد شود. در مقياس‌ ميليوني‌ دانش‌آموزان‌، نتايج‌ قابل‌ توجه‌ خواهدبود و مي‌توان‌ اميد داشت‌ كه‌ از ميان‌ آنان‌ نويسندگان‌ صاحبنام‌ ظهور كنند. آشنايي‌ دانش‌ آموزان‌ با نويسندگان‌ مي‌تواند زمينه‌ساز زنده‌كردن‌ ادراك‌ كفايت‌ در بين‌ دانش‌آموزان‌ شود. زيرا نوشته‌ يك‌ دانش‌آموز كه‌ مورد تحسين‌ يك‌ نويسنده‌ واقع‌ مي‌شود،مي‌تواند آموزش‌ گيرنده‌ را به‌ شوق‌ آورده‌ و به‌ داستان‌نويسي‌، خاطره‌نويسي‌،مقاله‌نويسي‌ و ... علاقه‌پيدا كند و مهارت‌ نوشتن‌ خود را از اين‌ طريق‌ ارتقا دهد و همچنين‌ مي‌توانيم‌ نام‌ درس‌ انشا را به‌ درس‌ نويسندگي‌ خلاق‌ تغيير دهيم‌.


2_
در كلاسهاي‌ درس‌ انشا بايد از معلمان‌ علاقه‌مند و با سابقه‌ ادبيات‌ و يا معلمان‌ اهل‌ قلم‌ استفاده‌ كرد تا در نهايت‌ انگيزش‌ دروني‌ در وجود دانش‌آموز پديدار شود.


3 _
در صورتي‌ كه‌ معلم‌ مجبور است‌ در بعضي‌ موارد از موضوعات‌ تكراري‌ استفاده‌ كند،مي‌تواند موضوع‌ مذكور را در كلاسها مطرح‌ كرده‌ و با برگزاري‌ يك‌ جلسه‌ »يورش‌ فكري‌« با كمك‌ دانش‌آموزان‌ ابعاد مختلف‌ آن‌ موضوع‌ را روشن‌ كرده‌ و هر كسي‌ بخشي‌ از آن‌ موضوعي‌ را كه‌ علاقه‌ دارد،انتخاب‌ كرده‌ و در مورد آن‌ بنويسد.


فرض‌ كنيد موضوع‌ مورد نظر پاييزاست‌. معلم‌ موضوع‌ پاييز را بايد بر روي‌ تخته‌سياه‌ نوشته‌ و از دانش‌آموزان‌ بخواهد كه‌ بمدت‌

10دقيقه‌ در مورد آن‌ فكر كنند و آنگاه‌ هرچيزي‌ كه‌ در مورد پاييز مي‌دانند،بيان‌ كرده‌ و بر روي‌ تخته‌ سياه‌ بنويسند. هنگامي‌ كه‌ موضوعات‌ مختلف‌ بيان‌ شد،هر يك‌ از دانش‌آموزان‌ ،موضوع‌ مورد علاقه‌ را انتخاب‌ كرده‌ و در مورد آن‌ با شوق‌ بنويسد. نتايج‌ يك‌ جلسه‌ يورش‌ فكري‌ در مورد "پاييز" به‌ شرح‌ زير است‌:


الف‌: نقاشي‌ها و پوسترهاي‌ پاييزي‌
ب‌ :عقب‌ كشيده‌ شدن‌ ساعت‌
پ‌ :خاطره‌ هديه‌ كردن‌ گل‌ به‌ معلمان‌ در شروع‌ سال‌ تحصيلي‌
ت‌ :تغيير رنگ‌ لباسها در پاييز (روپوش‌ مدارس‌)
ث‌: نسيم‌ خنك‌ پاييزي‌
ج‌: خاطره‌ پاييز خبركن‌ها و بازي‌ بچه‌ها با آنها
چ‌: ميوه‌هاي‌ پاييزي‌
ح‌:خاطره‌ نخستين‌ زنگ‌ مدرسه‌ در پاييز
خ‌:آشنايي‌ با معلمان‌ در شروع‌ سال‌ تحصيلي‌
د: سنت‌ها و مراسم‌ قديمي‌ در پاييز
ذ: شعرهاي‌ مربوط‌ به‌ فصل‌ پاييز
ر:كوتاه‌تر شدن‌ روزها
ز: نارنجي‌ شدن‌ برگهاي‌ درختان‌
س‌: پاييز در پاركها
ش‌ :شلوغ‌ شدن‌ خيابانها در پاييز
ص‌:ضرب‌المثل‌هاي‌ مربوط‌ به‌ پاييز
ض‌: و...


4 _
دانش‌آموزان‌ بايد موضوعات‌ خود را به‌ صورت‌ كوتاه‌ بنويسند تا همه‌ فرصت‌ كنند انشاي‌ خود را براي‌ يكديگر بخوانند و اين‌ اقدام‌ سه‌ نقش‌ مهم‌ دارد:
بچه‌ها از تجربيات‌ همديگر مطلع‌ مي‌شوند .
خوانده‌ شدن‌ انشا مي‌تواند انگيزه‌يي‌ براي‌ نوشتن‌ آن‌ باشد.
در هزاره‌ سوم‌ انسانها بايد ياد بگيرند منظور خود را در مطالب‌ كوتاه‌ و روشن‌ بنويسند .

5- مي توانيم ده دقيقه به دانش آموزان فرصت دهيم تا هركس انشاي خود را به دانش آموز هم ميزي خود بدهد تا او مطالعه كند و بخشهاي مبهم آشكار شود

در اين‌ حالت‌ دانش‌آموزان ياد مي‌گيرد بعضي‌ از واژه‌ها و جمله‌هايي‌ كه‌ براي‌ خودش‌ با مفهوم‌ است‌ براي‌ ديگران‌ ابهام‌ دارد. لذا نوشته‌هاي‌ خود را قبل‌ از خواندن‌، بررسي‌ مجدد خواهندكرد.


6 _
دانش‌آموزان‌ بايد چندين‌ بار نوشته‌هاي‌ خود را بازنويسي‌ كنند و بايد به‌ آنان‌ متذكر شد كه‌ بعضي‌ نويسندگان‌ حتي‌ تا صدبار مطالب‌ كتابهاي‌ خود را بازنويسي‌ كرده‌اند . زيرا در هر بازنويسي‌،نكات‌ جديدتري‌ به‌ ذهن‌ انسان‌ مي‌رسد كه‌ سبب‌ اصلاح‌ نوشته‌ مي‌شود.


7-
در بعضي‌ موارد مي‌توان‌ انشا را به‌ دو بخش‌ تقسيم‌ كرد:


الف‌:نيمي‌ از نمره‌ توسط‌ معلم‌ به‌ انشا داده‌ شود. ب‌:نيم‌ ديگر نمره‌ توسط‌ دانش‌آموزان‌ كلاس‌ به‌ انشا داده‌ شود.


از بين‌ كل‌ انشاهاي‌ خوانده‌ شده‌،چندين‌ انشاي‌ برتر را انتخاب‌ كرده‌ و آنگاه‌ از دانش آموزان درخواست كرد از يك تا سه به انشاء امتياز بدهند


امتياز1=ضعيف‌ برابر 3 نمره‌
امتياز2=متوسط‌ برابر 5 نمره‌
امتياز3=خوب‌ برابر 10 نمره‌


معدل‌ كل‌ امتيازات‌ دانش‌آموزان‌ را مي‌توان‌ در مورد هر انشا مشخص‌ كرد و از اين‌ طريق‌، دانش‌آموزان‌ مي‌توانند اثرات‌ نوشته‌ خود را بر روي‌ ذهن‌ ديگر دانش‌آموزان‌ ارزيابي‌ كنند.


8
كاربردي‌ كردن‌ انشاي‌ دانش‌آموزان‌ نيز مي‌تواند درايجاد انگيزش‌ دروني‌ موثر باشد-.

وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ مي‌تواند با مشاركت‌ ديگر وزارتخانه‌ها و سازمانها نظير وزارت‌ بهداشت‌ و درمان‌ و آموزش‌ پزشكي‌، وزارت‌ ارشاد، شهرداري‌ها، نيروي‌ انتظامي‌، شركت‌ واحد، سازمان‌ اورژانس‌ كشور، ستاد مبارزه‌ با مواد مخدر، سازمان‌ محيط‌زيست‌، سازمانهاي‌ ترافيكي‌ و...درجهت‌ كاربردي‌ كردن‌ انشاي‌ دانش‌آموزان‌ برنامه‌ريزي‌ كنند. موضوعات‌ انشا مي‌تواند بر پايه‌ اهداف‌ ذيل‌ مورد استفاده‌ واقع‌ شود:


1
سنجش‌ افكار عمومي‌ در زمينه‌ فعاليت‌ سازمانها-.
2
ارزيابي‌ فعاليت‌هاي‌ صورت‌ گرفته‌ سازمانها-.
3
آموزش‌ دانش‌آموزان-‌
4-
پژوهش‌ها
5-
دريافت‌ پيشنهاد هاي‌ نو و...


اگر دانش‌آموزان‌ بدانند مطالب‌ نوشته‌ شده‌ آنان‌ در تصميم‌گيريهاي‌ كشورشان‌ موثر خواهد بود، انگيزه‌ بيشتري‌ براي‌ نوشتن‌ خواهند داشت‌ بخصوص‌ كه‌ هر ازچندگاهي‌ بهترين‌ آنها انتخاب‌ شده‌ و به‌صورت‌ كتاب‌ انتشار يابد. در پايان‌ به‌ خاطر داشته‌ باشيم‌ كه‌ ما نيازمند نويسندگي‌ خلاق‌ هستيم‌، پس‌ بكوشيم‌ با كمك‌ درس‌ انشا دريچه‌يي‌ به‌ سوي‌ خلاقيت‌ در جامعه‌ بگشاييم‌

*************************************************************************************

 منابع

1 _دريچه اي به سوي خلاقيت درس انشا نويسنده حميد ميرزا اقايي_روزنامه اعتماد (4ابان 1381 شماره 112)

2- هدفهاي اموزشي (برنامه ريزي درسي با رويكرد پودماني )علي ابراهيمي (عضو هيئت علمي و رئس گروه برنامه ريزي درسي موسسه اموزش عالي )

3 _جزئيات روشهاي تدريس  نويسنده قورچيان  ،نادر قلي (1379)

 *******************************************************************

نویسنده :عدیله جعفری       محدثه

__________________________________________________________________________

                                                              گرو ههای آموزش ابتدایی بوستان وگلستان    

                                                                                 

                                                                                           بازگشت به وبلاگ ابتدایی

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط شهرام وحیدی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:22 |

 

 

اداره آموزش و پرورش بوستان و گلستان _گروه آموزش ابتدایی 

 بازی و نوشتن

 يادگيري همراه بابازي وفعاليت به مراتب سريعتروبهتراززماني بوده است كه به كودكان بصورت غيرفعال آموزش داده مي شده است لذادرپايان چندبازي براي يادگيري سريع نوشتن ارائه مي شود.

1)بازي جوركن وبپر

لوازم :تخته سياه، لوحه هاي حروف، گچ

روش: كودك به حرف نوشته شده روي تخته نگاه مي كندودرمربعهاي حروف روي زمين دومربع راكه حرف مانندحرف روي تخته درآنهانوشته شده است پيدامي كندوروي آن مي پرد.تخته پاك مي شودوحرف ديگري روي آن نوشته

 مي شودودوباره كودك بايددوياسه حرف مانندآن راروي مربع هابيايدوروي آنهابپرد.

2)بازي ساختن كلمات باحروف

لوازم :5يا6مربع حاوي الفبابراي هركودك

روش:كودك بايدبادسته حروفي كه داردكلمه هاي مختلف بسازدواين كارراباپريدن روي حروف هركلمه نشان دهددركنارهركودكي كه باپريدن كلمه درست مي كندبايديك كودك مشاهده گرباشدكه هم درستي كاراورابررسي

 كندوهم تعدادكلمات ساخته شده توسط اورابشمرد.

3)بازي يك داستان راهجي كنيد:

لوازم: مربعهاي حروف

روش:دوياسه كودك يك داستان راباپريدن روي شبكه حروف به تناوب تعريف مي كنندكودك اول باپريدن روي

 لغات كلمه اول داستان رامي گويدوكودك دوم كلمه دوم راوبه همين ترتيب تمامي داستان راتعريف مي كنند.

4)براي داستان گويي

لوازم:تخته سياه، گچ

روش: دوتيم حدوداً ده نفري ازدانش آموزان انتخاب كنيدكودك شماره 1ازهردوتيم مي رودجلوي تخته وجمله اي رابانوشتن يك كلمه شروع مي كندوبرمي گرددبه نفردوم مي زندوخودش به ته صف مي رودنفردوم مي رودوكلمه سوم جمله رامي نويسدبازي ادامه مي يابدتاتمامي افرادهرتيم پاي تخته بروندآنان بايديك جمله ياجملاتي بامعنابنويسندتيمي كه زودترجمله اش راكامل كندبرنده است .

 

5)بازي بخوان، بگذروپرتاب كن

لوازم: توپ فوتبال ،تخته سياه ياكارتهاي لغات وكلماتي كه ميخواهيم آموخته شود.نواريامتراندازه گيري توپهاي ديگري براي بازي ،توپهاي نرم وكيسه هاي لوبيا

روش: به هركودكي كه بالاي سكومي آيديك كلمه نشان داده مي شود.اوبايداسم كلمه رابگويدوسپس آن رادرجمله اي به كاربردوپس ازآن توپ فوتبال راتاحدي كه مي تواندپرتاب كند.امتيازهابرحسب فاصله اي كه توپ پرتاب مي شود،تلفظ صحيح نام كلمه وصحيح بودن جمله ساخته شده ياكلمه ي محاسبه مي شود.امتيازبراي پرتاب براساس توانايي وسن كودكان درنظرگرفته مي شود.

                                        **************************************************************************************

                                       مریم رشیدی           دبستان محدثه

                                         _____________________________________________________________________________________

                                                گروه آموزش ابتدایی بوستان و گلستان                            

                                                                                                              بازگشت به وبلاگ ابتدایی

                  

                                  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط شهرام وحیدی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:19 |

اداره آموزش و پرورش بوستان و گلستان _گروه آموزش ابتدایی

 

انواع انشا:

1-انشاي توصيفي

ساده ترين نوع انشاانشاي توصيفي است .دراين نوع انشادانش آموزچيزهايي راكه دراطراف خودمي بينديامي شنودويابه طريقي ازحواس مختلف خوددرك مي كندوصف وتعريف مي نمايد.

2-گزارش نويسي

3-انشاي نقلي: اين نوع انشادربيان سرگذشت انسان ياحيوان ياچيزي ديگرياست .

4-برگرداندن شعربه زبان ساده ونثرامروزي

5- انشاي تخيلي: اين انشامحصول ذهن وساخته وپرداخته اي افكاردانش آموزان است درحقيقت وصف وبيان صورت ذهني است كه اوبراي خودگمان كرده وغالباً اساس خارجي ندارد

6-خلاصه نويسي

7-نامه نويسي

8-خاطره نويسي

9-انشاي تحقيقي يااستدلالي 

موضوع اين نوع انشابحث وتحقيق درباره ي مسائل عقلي است ازقبيل مسائل تاريخي علمي اجتماعي وادبي و..

10-روزنامه ديواري

يك نوع انشاي گروهي«روزنامه ديواري است كه براي بروزاستعدادهاي گوناگون دانش آموزان درنويسندگي فرصت مناسبي است .

چه عواملي نبوغ فكري دانش آموزان رادرگفتارونوشتارتقويت مي كند؟

1-خانواده

خانواده اولين ومهمترين بسترتقويت نبوغ فكري دانش آموزان است طرزصحبت نوع تغذيه سلامت جسماني ورواني وآرامش خاطرخودداري ازسختيهاي فشاردرخانه تشويق وتنبيه نامناسب ،همه دررفتاردانش اموزان اثرمي گذارد.

2-مدرسه:

دانش آموزان درمدرسه احساس آزادي بيشتري براي بيان افكاروعقايدمي كنندبه وظايف خودآشنامي شوندودراين كانون باصفاتجربه به كسب مي كنند،بادوستان خودارتباط برقرارمي كنندوبرخورداحترام آميز،مديرومعلم و..درنوع رفتارآنهاتأثيرمي گذارد.

3-معلم

معلم بايدباايجادشرايط مناسب ومحيط مساعدبراي توسعه قوه ي كلام وپرورش مهارت نوشتاري شمابكوشد.دردرجه ي اول خودناطقي تواناباشد،درست وشيرين سخن بگويدوبنگاردوآنچه راكه مي گويدعمل كند.

4-اجتماع

جامعه ي اسلامي وظيفه داردكه ازطريق تماس دانش آموزان باكتابهاي گوناگون علمي وادبي شعله هاي علم رادروجودشان فروزان كندتابافرهنگ ارزشمنداسلامي آشناشوندونقش پيامبران بزرگ رادرزنده كردن تمدن اسلامي بفهمند.

5- كتاب

6- جمع آوري اطلاعات

دانش آموزان مي توانندازطريق گوناگون كسب اطلاعات كنندومهارت گفتارونوشتارشان راتقويت كنند.اين اطلاعات عبارتنداز: الف)آشنايي باقران وحفظ آيات وسوره هاي قرآن واحاديث پيامبران وامامان

ب)آشنايي بارسانه هاي گروهي مثل راديو، تلويزيون، مطبوعات .

7-خوددانش آموز

8-نقش تصاويردرنبوغ گفتارونوشتار

درآموزش نوين انشاديدن وبرداشت تصاويرنقش ارزشمندي درخلاقيت ذهن دانش آموزان درمهارت كلامي ونوشتاري دارد

دانش بامشاهده ي دقيق تصاويرمي تواننداحساسات دروني خودرادرقالب كلمات زيباودلنشين بيان كنند.اين تصاويرياقابل لمس وديدن هستندمثل باغ، كوه، جنگل، ...ياتصاويري كه دركتاب گنجانده شده است وآنهاتجسمي ازاين تصاويردرذهن خوددارند.

درپايان بايدبگويم كه انشادرسي است كه بانبوغ وخلاقيت سروكارداردوبه تمام دروس دانش آموزان مربوط مي شودونبايدازكنارآن به آساني عبوركرد.انشاخلاقيت مهارتي است ونقس معلم درشكوفايي خلاقيت دانش آموزان بسيارارزشمنداست ان شاءالله كه ساعت درس انشاراجدي بگيريم وباايجادنشاط وبازي باكلمات وداستان گويي ومأنوس كردن دانش آموزان باكتاب وكتابخواني كلاسي پربارداشته باشيم .

اميدواريم روزي فرارسدكه درهركلاسي ودرهرمدرسه اي ودرهرخانه اي شاهديك كتابخانه ي زيباودانش آموزان اديب باشيم

 نویسنده :مریم  رشیدی

---------------------------------------------------------------------------

گروه آموزش ابتدایی

بازگشت به وبلاگ ابتدایی

                     

+ نوشته شده توسط شهرام وحیدی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:17 |

 

  اداره آموزش و پرورش بوستان و گلستان

 

 

نوشتن انشاهاي خلاق

انشاء به معني ايجاد كردن،پرورش دادن،ابداع و خلق كردن است و آنچه را كه امروزه فن انشاء گفته ميشود از نخستين معناي آن(ايجاد)گرفته شده است.

انشاء به معني نظم دادن به فكر به معني ايجاد كلام و سخن و نگارش آن است.

معادل فارسي انشاء دبيري است كه به معني منشيگري و كتابت ميباشد.

در اصطلاح ادبيات انشاء عبارت از نگارش جملات و عباراتي است كه افكار نويسنده را به صورتي روشن و زيبا بيان كند كه خواننده آنها را به سهولت بفهمد و برايش خوشايند و مطلوب باشد.

هدفهاي آموزش انشا

1)دانش‌آموزان بتوانند آنچه را كه مي‌انديشند و مي‌خوانند به ديگري بگويند و بنويسند.

2)دانش‌آموزاني كه تخيل قوي و استعدادي بيشتر در نويسندگي دارند بشناسيم و در مسيري صحيح هدايت كنيم.

3)پرورش قوه استدلال،تفكر و دقت دانش‌آموزان و وادار كردن آنها به درست ديدن و شنيدن،سپس ديده و شنيده خود را به طرز ساده و روشن بيان كردن و نوشتن است.

روش آموزش انشاء

زمينه يادگيري انشاء مانند كودكي مي‌ماند براي سخن گفتن،غذا خوردن،راه رفتن از ساده به مشكل نياز به كمك بسيار ما دارد اين دانش‌آموز و يا نوآموز براي اينكه بهتر بنويسد و بهتر بيان كند و مطالب را آنچه كه هست بازگو كند نياز به كمك و راهنمايي و هدايت ما دارد.

*پايه نوشتن صحيح و مستقل از همان كلاسهاي اوليه گذاشته ميشود.دانش‌آموزان از سال اول تحصيل مي‌آموزند كه چگونه منظور خود را درست بيان كنند در كلاس دوم علاوه بر جمله‌سازي و تكميل جمله‌هاي ناقص،با كلمه‌هاي آشنا جواب سؤالات را به صورت كتبي مي‌نويسند و از كلاس سوم نوشتن انشاء عملاً آغاز مي‌گردد و دانش‌آموزان ابتدا براي هر انشاء طرح‌ريزي مي‌نمايند و اين طراحي در مرحله اول به طور شفاهي انجام مي‌گيرد و بعد به صورت كتبي درمي‌آيد.

*براي دانش‌آموزان انشاء آموزگاران بايد دانش‌آموزان را هدايت و راهنمايي كنند كه شاگردان نظم فكري داشته و در مشاهدات خود دقيق باشند،درست بينديشند،خوب بيان كنند و به قاعده بنويسند.

تنها دادن موضوع براي نوشتن انشاء كافي نيست دانش‌آموزان لازم است كه بياموزند كه قبلاً فكر كنند و ريزه‌كاريها را دقيق مشاهده نمايند و پس از آنكه فكر و مايه‌اي براي نوشتن پيدا كردند ما به كارگيري اصول نگارشي را كه از آموزگار خود فرا گرفته‌اند شروع به نوشتن انشاء نمايند.

*يكي از شرايط نوشتن انشاء تسلط و مهارت يافتن در خواندن است براي اين كار يكي از بهترين روشها جمع كردن كتاب داستان دانش‌آموزان و دادن كتابها به دانش‌آموزان كه آن كتابها را نخوانده‌اند و به همين ترتيب تا همه دانش‌آموزان در مدت يكي دو هفته متوالي بتوانند تمامي كتاب داستانها را بخوانند و خلاصه‌ي آن را در دفتر خود بنويسند.گاهي اوقات نوآموز نمي‌تواند فكر خود را روي موضوعي متمركز كند و يا مايه ذهني لازم و كافي در آن زمينه ندارد.در اين صورت معلم مي‌تواند معاني و مفاهيم را به او القاء كند و شاگرد به آن معاني لباس مناسب بپوشاند و به صورت مكتوب درآورد.

***يك تذكر مهم در نوشتن انشاء:

دانش‌آموزان بايد بدانند همان‌طوري كه در صحبت كردن نبايد از موضوع خارج شد بي‌مورد سخن گفت و يا زياد حرف زد،در نوشتن هم بايد از حاشيه‌رويهاي بي‌موقع و آوردن جمله‌هاي پرلفظ و بي‌معني خودداري كرد.امروزه نوشته‌اي پسنديده است كه داراي جمله‌هاي كوتاه و رعايت مساوات در كلام باشد.

*در نوشتن انشاء بايد از بازي داستان‌سازي نيز استفاده كرد داستانهاي نيمه تمام كه دانش‌آموز بايد ادامه داستان را خود از فكر و ذهن خود بسازد و يا اين روش را به صورت بازي دربياوريم يكي از دانش‌آموزان داستاني را شروع مي‌كند و پس از گفتن يكي دو جمله نوبت به دانش‌آموز ديگر مي‌رسد كه دنباله‌ي داستان را بگويد همين‌طور تا آخر،تا داستان تمام شود در اين بازي علاوه بر تقويت سرعت انتقال و تخيل اطفال،قدرت حفظ،رشته منطقي كلام نيز در آنها پرورش مي‌يابد.

*در درس انشاء به رغبت و علاقه دانش‌آموزان و مفيد بودن آنچه آموخته ميشود بايد توجه بيشتري داشت داشتن روزنامه ديواري،تهيه لوحه‌هاي مختلف كمك مؤثري به انشاء دانش‌آموزان مي‌كند،چون موضوعات توصيفي با محسوسات و مشاهدات و تجربه‌هاي كودكان بستگي پيدا مي‌كند با علاقه و رغبت بيشتري مي‌نويسند.

*محل مناسب نوشتن انشاء(كلاس يا منزل)

 

معلميني كه تنها به تعيين موضوع انشاء بسنده مي‌كنند و از دانش‌آموزان مي‌خواهند كه در منزل انشاء بنويسند و در جلسه بعد در كلاس بخوانند و مجدداً موضوعي ديگر براي جلسه آينده معين مي‌كنند باعث مي شوند كه تعدادي از دانش‌آموزان از اولياي خود كمك بگيرند و تعدادي اصلاً ننويسند و يا تنها به نوشتن چند جمله تكراري و بي‌سر و ته اكتفا كنند.

بهترين راه‌حل براي نوشتن انشاء ابتدا هر درسي كه داده ميشود معلم بايد هم خانواده و مخالف و هم معني كلماتي كه در آن درس وجود دارد براي دانش‌آموزان ياد بدهد بعد از چند درس دانش‌آموز ديگر مثل قبل از معلم تقليد نمي‌كند بلكه جلوتر از معلم اين كلمات را پيدا كرده و سعي در يادگيري اين كلمات ميشود و اين كار به صورت بازي درمي‌آيد.بعد از چند جلسه بعضي از كلمات هر درس را مشخص كرده و به صورت جمله در كلاس مي‌نويسند و براي بقيه دانش‌آموزان آنها را مي‌خوانند و يا احياناً در پاي تخته مي‌نويسند تا با كلمات و جملات بيشتري آشنا بشوند در جلسات بعدي موضوعي به دانش‌آموز گفته ميشود كه در كلاس در مورد آن موضوع فقط به صورت جمله‌هاي كوتاه بنويسند و بعد از چهار ماه به دانش‌آموز كلمه انشاء را بيان مي‌كنيم و در مورد انشاء بيشتر صحبت مي‌كنيم و نكاتي كه در مورد موضوعي خاص مربوط ميشود مشخص مي‌كنيم و به نوشته‌هاي جمله‌سازي خود نظمي منطقي داده و به صورت يك نوشته كامل درمي‌آوريم و مطالب دانش‌آموزان بايد در قالب جملات كوتاه و كامل در مورد آن موضوع بيان شود.

*در كلاسهاي چهارم و پنجم شاگردان را به استفاده از تشبيهات زيبا تشويق مي‌كنيم.در كلاس اول و دوم انشاء شامل جمله‌نويسي درباره كلمه يا تصوير ميباشد و گاه كامل كردن جمله و انشاء از كلاس سوم شروع ميشود.دانشآموزاني كه نمي‌توانند انشاء را بنويسند و نمي‌دانند چگونه شروع كنند معلم مي‌تواند به آنها كمك كند تا در كار نوشتن راه بيفتند كه براي موضوع تعدادي سؤال به آنها بدهد تا پاسخ به آن سؤالات مطلب نوشته‌ي ايشان باشد در نوشته بايد قواعد درست‌نويسي رعايت گردد.هر مطلب انشاء را در بند يا پاراگرافي جداگانه بنويسند خوب است اگر نوشته يا ابيات مناسب و يا ضرب‌المثل همراه باشد.

*موضوع انشاء

وظيفه معلم در درجه اول انتخاب موضوعي مناسب كلاس براي انشاء است در كلاسهاي پايينتر بسيار ساده و آسان است ولي رفته رفته موضوعها پيچيده‌تر ميشود.

ساده‌ترين موضوع،انشايي است كه زياد احتياج به تفكر و تعقل نباشد مثل يك توصيف كلاس،در اين حالت شاگرد آنچه را كه به چشم خود مي‌بيند به صورت جملات كوتاه به روي كاغذ مي‌آورد.اگر اين موضوع براي بعضي از دانش‌آموزان مشكل بود و ندانستند كه از كجا و به چه ترتيب شروع كنند معلم مي‌تواند با توصيف شفاهي آنها را راهنمايي كنند تا بتوانند بنويسند

موضوع دوم:

تبديل شعر به نثر است كه به زباني ساده و به زبان امروزي نوشته شود كه در كلاس سوم به دانش‌آموزان داده ميشود.

موضوع سوم:موضوعات اجتماعي مثل وظيفه پليس و خيابان كه علاوه بر چشم بينا،به قوه فكر و استدلال نياز هست در پايه چهارم به دانش‌آموزان گفته ميشود.

كم‌كم بايد از محسوسات كاست و به محتويات افزود و از موضوعهاي اجتماعي به سوي موضوعهاي اخلاقي رفت و به تدريج آنها را به انديشيدن و مدد گرفتن از تجمل واداشت البته مسايل اخلاقي و آنگونه كه خود احساس كرده‌اند مي‌نويسند كه در اوايل كلاس پنجم به دانش‌آموزان گفته ميشود.

در اواخر كلاس پنجم موضوعات ادبي فلسفي و موضوعهاي جامعه مانند قصه‌نويسي و رمان‌نويسي به دانش‌آموز گفته ميشود اما نگارش اين موضوعهاي جامع،كار هر شاگردي نيست،علاوه بر آموختن فنون نگارش و تعقل و استدلال و توصيف،استعدادي خاص مي‌خواهد.

در پايه سوم خلاصه‌نويسي كه ميتوان يك درس يا متني را به صورت خلاصه بنويسند گاهي ميتوان يك تصوير يا سلسله تصاوير موضوع انشاء قرار داد و از شاگردان خواست كه در مورد اين تصاوير مطلب بنويسند.

نكات بهداشتي را از كودكان بخواهيم مثل(چرا مسواك مي‌زنيد؟)

در پايه سوم به دانش‌آموز يادآور مي‌شويم كه بهتر است نوشته خود را با يك جمله بهتر تمام كنيم و اگر دانش‌آموزان مطالب جالبي بيان كرده اما جمله‌هاي او ناصحيح است مي‌توانيم تذكر لازم را در پايين صفحه بنويسيم و به فكر و انديشه او نمره بدهيم.

***يك نكته مهم:

در تمامي پايه‌ها براي اين كه دانش‌آموزان با نوشتن بيشتر آشنا بشوند بايد به كتاب بنويسيم بيشتر اهميت بدهيم چون تمامي نكاتي كه در بنويسيم وجود دارد علائم و نشانه‌هايي هستند كه در نوشتن انشاء به ما كمك مي‌كنند و به تك تك تمرينات اهميت داده و به دانش‌آموزان ياد دهيم.مثل موضوعهايي در مورد رعايت علائم دستوري در نوشتن.

در جمله و انشاء علامت‌گذاري بايد مراعات شود.

*نقطه(.)در پايان جمله‌هاي كامل به كار مي‌رود.

دو نقطه(:) علامت نقل قول است و گفته ديگران را در گيومه مي‌گذاريم.

(؟)علامت سؤال در پرانتز نويسنده راجع‌به آن صحبت شك و ترديد دارد.

(!)در آخر جملات عاطفي مثل به‌به! آفرين!

هر جا وَ بگذاريم نيازي به ويرگول نداريم.

؟در آخر جمله‌هاي كامل به صورت پرسشي نوشته شود.

و علامتهاي ديگري كه در پايه‌هاي مختلف به دانش‌آموز گفته ميشود تا نوشته‌ي آنها كامل‌تر شود.


 

نكات مهم در نوشتن انشاء

*در مورد كلمه‌ي ايجاز(مختصرگويي) را بيشتر توضيح دهيم بايد مختصر نوشتن را در نوشته مراعات كنيم و كلمه‌ها و جمله‌هاي زائد را حذف كنيم و به درازا كشيدن كلام يا به كار بردن كلمات زائد خودداري كنيم و علامت‌گذاري را در نوشته مراعات كنيم.

وجود مقدمه در نتيجه‌گيري در تمامي انشاءها الزامي نيست.

كلمات را در نوشتن خود به صورت كتابي به كار ببريم و از نوشتن به صورت محاوره‌اي و شكسته خودداري بكنيم.

*انواع انشاء

1)توصيفي يا وصفي:

ساده‌ترين نوع انشاء است دانش‌آموز چيزهايي را كه در اطراف خود مي‌بيند يا مي‌شنود يا احساس مي‌كند وصف و تعريف مي‌نمايد.

2)گزارش‌نويسي:

برخي گزارش‌نويسي را نوعي انشاي نقلي به حساب مي‌آورند.

وقتي دانش‌آموزان به گردش علمي مي‌روند معلم مي‌تواند از آنها بخواهد كه گزارش از آن روز تهيه كند.غالباً براي تهيه گزارش نياز به تحقيق،سؤال و جستجو ميباشد.

3)انشاي نقلي:

براي بيان سرگذشت خود يا ديگران به كار ميرود يا معلم ميتواند براي آموزش انشاي نقلي تمرينات زير را انجام دهد داستان‌گويي،نوشتن خلاصه متن خوانده شده نوشتن خلاصه كارهايي كه در زمان معيني انجام شد مثلاً روز جمعه چه كار كرده.

4)برگرداندن شعر به زبان ساده و نثر امروز:

معلم مي‌تواند شعرهاي مناسبي را از كتاب فارسي يا خارج از كتاب به دانش‌آموزان داده و بخواهد كه اشعار را به نثر ساده امروز بنويسند شاگردان بايد توجه كنند در اين نوع نوشته از حاشيه رفتن خودداري كنند و تنها مفهوم را به زبان ساده و گويا و كوتاه بنويسند.

5)انشاي تخيلي:

محصول ذهن و ساخته و پرداخته افكار دانش‌آموز است و غالباً اساس خارجي ندارد اين نوع انشاء فرصتي است براي شناخت افكار دانش‌آموز و گرايشات دروني او كه در چه دنيايي و آرزوهاي درست و غلط او چگونه است.معلم مي‌تواند شروع داستاني را بگويد و دانش‌آموزان آن را تمام كنند يا از شاگردان بخواهيم قلم،كاغذ،دفتر يا تخته سياه و سرگذشت اشياء را بيان كند.

6)خلاصه‌نويسي:

موجب پرورش قدرت نويسندگي و گسترش از كودكان ميشود و آنها را آماده مي‌كند كه در موقع لزوم بخوانند اصل مقصود يك درسي يا يك مقاله را استخراج نمايند.

7)نامه‌نگاري:

نامه بيان كتبي موضوعي است براي مخاطبي كه حضور ندارد نامه‌اي را كه ما مي‌نويسيم معرف شخصيت فرهنگ،ادب و ذوق و سليقه ماست و بايد همان اثر را در مخاطب بگذارد كه شخصيت خود ما مي‌گذارد.

8)انواع نامه:

نامه‌هاي خصوصي-نامه‌هاي رسمي و اداري

داشتن حاشيه سفيد نامه‌ها الزامي است حاشيه سمت راست بيشتر از سمت چپ است.

در نامه‌هاي اداري گذاشتن تاريخ در بالا گوشه سمت چپ لازم است.

نامه‌هاي خصوصي بايد ساده و بيان‌كننده روح صميميت و يكرنگي باشد.اما در نامه‌هاي اداري جنبه رسمي بودم مراعات ميشود و نامه‌هاي اداري نبايد خودماني نوشته شود.

براي نوشتن نامه نبايد از مداد استفاده كنند.

نامه‌هاي اداري يا رسمي را ميتوان تايپ كرد اما اگر نامه دوستانه را تايپ كنيم نشانه بي‌صميميتي ما نسبت به گيرنده نامه خواهد بود.

قواعد علامت‌گذاري:

علامت‌گذاري در نامه مانند هر نوشته ديگري رعايت مي شود.

كلماتي را در نوشته خود به كار بريم كه معني آنها را مي‌دانيم و اگر معني كلمه‌اي را نمي‌دانيم بهتر است به فرهنگ لغات مراجعه كنيم و غلط املايي در نوشته نداشته باشيم.اگر براي كسي نامه مي‌نويسيم لازم است نشاني ما را داشته باشد.نشاني در زير متن نامه بنويسيم.در نامه اداري نام و نام خانوادگي و امضا الزامي است.

*اركان يك نامه

هر نامه شامل چهار بخش اصلي است:

1)عنوان  

2)شروع نامه  

 3)متن نامه 

 4)عبارت پايان نامه

نامه اداري حاشيه سفيد در سمت راست در نامه اداري گاه اسم دقيق اداره يا سازمان و گاه رئيس كه اداره را مخاطب قرار مي‌دهند.

مثال:رياست محترم اداره آموزش و پرورش متن نامه اداري كوتاه و ساده باشد.ذكر مطالب اضافي خودداري گردد.

*مشخصات موضوعات انشاء در دوره ابتدايي

1)داشتن علاقه  

 2)داشتن اطلاعات  

3)محدود و معين بودن موضوع انشاء

4)موضوعات بايد مربوط به محيط زندگي و مسائل روز باشد.  

 5)وصف يك تصوير

6)چند كلمه كه معاني آنها به هم نزديك است.

*تهيه و تنظيم طرح انشاء

قدمهايي كه در مراحل اوليه براي تنظيم طرح و نوشتن انشاء برداشته مي شود:

1)انتخاب موضوع                 

2)يادداشت نكته‌هاي مختلف درباره آن

3)دسته‌بندي نكات                                               4)منظم كردن مطالب به ترتيب منطقي

5)صحبت كردن                  

6)نوشتن انشاء

*مشكلات نوشتن انشاء در دوره ابتدايي

1)عدم داشتن مطلب                 

2)عدم توسعه كتابخانه دبستان و كلاس

3)عدم شركت دادن بچه‌ها در مجالس عمومي،سخنراني،نماز جمعه،گردشها و باديدهاي علمي سطح آگاهي آنها را كاهش مي‌دهد.

4)عدم فراهم نكردن زمينه‌هاي مساعد و واقعي براي اجبار يافتن به نوشتن مانند شركت در تهيه روزنامه‌ديواري،نوشتن نامه و دادن پيام كتبي به خانواده

5)عدم گنجينه لغات كودكان

6)عدم آموختن كلمات هم خانواده،متشابه و متضاد و افزايش لغات آنها

7)عدم آشنايي به سبك و الگوي خاص كه بهترين نمونه‌ همان متون دروس كتابهاي فارسي است.                                

 8)عدم تطابق موضوع انشاء با سن و فهم و علاقه كودكان

9)عدم توانايي در تركيب كلمات و بيان احساس فكر

10)عدم آشنايي دانش‌آموز با چگونگي شروع انشاء


 

*معيارهاي تصحيح انشاء در دوره ابتدايي

1)آيا دانش‌آموز انديشه و مطلب خاصي براي نوشتن داشته است؟

2)آيا بيان مطلب با جملات روشن و درست انجام گرفته و انشاء از غلط‌هاي املايي و دستوري خالي است؟

3)آيا براي بيان مطلب با جملات روشن و درست انجام گرفته و انشاء از غلط‌هاي املايي و دستوري خالي است؟

4)هر مطلبي با توجه به اهميت آن در جاي خود قرار گرفته و از تكرار مطالب خودداري شده است؟

5)آيا علائم نقطه‌گذاري رعايت شده؟

6)آيا زيبايي و لطافت در انشاء وجود دارد؟

به هر حال هر معلمي با توجه به روشي كه خود در نظر دارد انشاء را تصحيح مي‌كند ولي يك راه خوب و مناسب كه تلفيقي از روشهاي مختلف است.

آموزگار قبلاً خود انشاها را بخواند يادآوريها و نكات لازم را در حاشيه هر انشاء تذكر دهد.نكات خوب و مثبت را در انشاها علامتگذاري كند و استخراج نمايد و همچنين نقاط ضعف انشاها را معين كند.در ساعت انشاء قبل از اين كه انشاها خوانده شود راجع به نكات مثبت و منفي انشاها توضيح دهد(بدون اين كه نام كسي را ذكر كند)و دانش‌آموزي جنبه‌هاي مثبت را بر روي تخته‌ي كلاس يادداشت كند و دانشآموزاني كه نمره آنها از حد معيني كمتر شده موظف شوند كه يك بار ديگر آن انشاء را بنويسند و عبارتهاي مورد تأييد معلم را كه در روي تخته كلاس نوشته شده در انشاهاي خود بياورند.

منابع:روش تدريس فارسي مقطع ابتدايي

مأخذ:سخنان ارائه شده از استاد دانشگاه و تجربيات خودم در كلاس درس

*******************************************************

نویسنده : افسانه علي پاشازاده

___________________________________

گروههای آموزش ابتدایی بوستان وگلستان

                                                                                                         بازگشت به وبلاگ ابتدایی

+ نوشته شده توسط شهرام وحیدی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:16 |

 

 

گرو ههای آموزش عمومی بوستان و گلستان _ گروه آموزش ابتدایی

 

مقدمه :

خواندن فعالیتی است که در آن نمادها، علامتها و حروف به کلمه ها و جملاتی با معنای مشخص تبدیل می شوند . هدف نهایی از کسب توانایی خواندن ، رسیدن به مرحله ای است که بتواند نوشته ای را بخواند ، آن را نقد و بررسی کند و در نهایت به نیازی از نیازهای خود پاسخ گوید. قدم اول در رسیدن به توانایی خواندن این است که یادگیرنده چه کوچک و چه بزرگسال با چگونگی آرایش حروف و کلمات در متنی که می خواند آشنا شود . مثلاٌ بداند که زبان انگلیسی را از چپ به راست ، و زبان های فارسی ، عربی و عبری را از راست به چپ می نویسد و یا این که زبان چینی به صورت ستونی ، زا بالا به پایین نوشته می شود.

عمل خواندن به طور کلی این گونه اتفاق می افتد که شخص شکل کلمات و عبارات را روی صفحه می بیند ، آن گاه این شکل ها را از طریق سلسله اعصاب بینایی به مغز او انتقال می یابند و مغز آن ها را درک و وارد ذهن می کند . این جاست که شخص می تواند بخواند البته شخصی که توانایی خواندن داشته باشد و نه آدم بی سواد.

مراحل به کمال رسیدن در خواندن:

1-  آمادگی :

در مرحله آمادگی ، پیش از آنکه کودک بخواهد یا بتواند از متن آموزشی یا درسی چیزی یاد بگیرد باید اطلاعاتی را کسب کند که عبارتند از : دانستنی هایی بسیار کلی درباره زبان ، دانستن نام حروف الفبا و این که واژه ملفوظ یعنی هر لفظی که بر زبان جاری می شود از چند صدای متفاوت تشکیل شده است، این که هر یک از حروف الفبا دارای صدایی خاص هستند و ...در مرحله آمادگی خواندن باید به این موارد توجه داشت . در همین مرحله است که پدر و مادر می توانند ، با انجام کارها و فعالیتهایی ، این روند را سرعت بخشند ، فالیتهای مثل خواندن مطلبی برای کودک و آشنا کردن او با شکل نوشتاری زبان ، از طریق نشان دادن کلمات و حروف به او ، تا در نهایت کودک درک کند عبارات و نوشته ها یی که می بیند ، دارند داستانی را بازگو می کنند و یا دانش تازه ای را به او یاد می دهند.

از دیگر مهارتهای آمادگی برای خواندن ، مهارتی است که در خلال بازی با کلمه ها مثل شعر خوانی و ترانه خوانی به سبب وزن و قافیه ای که در شعر و ترانه هست ، حاصل می شود. این گونه بازیها ، به گونه ای مناسب به بچه ها کمک می کنند ، همان طور که به معنی کلمات توجه می کنند به صدا و آهنگ آنها نیز توجه کنند. کودکان در این مرحله با جنبه های دیگری از زبان نیز آشنا می شوند ، مثلاٌ کمی بزرگتر شوند می توانند بین خط زبان مادری خودشان و خط زبانهای دیگر تمیز قایل شوند و علایم تجاری و بازرگانی را بشناسند خود را با کتابهای « شبه خواندنی » و غیر خواندنی مشغول سازند و از این نوع کارها .

کارشناسان اتفاق نظر دارند که این زود آموزی ها در خواندن ، در وفقیت های اینده کودک سهم بسزایی دارند. در مدرسه های آمادگی یا کودکستانها معمول است که وقتی می خواهند کودکان را بپذیرند از آنها آزمون ورودی کوچکی می گیرند تا معلوم شود چقدر توانش زبانی دارد، تا چه اندازه حروف الفبا را می شناسند و در حیطه بندی و سر هم کردن حروف و کلمات چه قدر مهارت دارد. بدیهی است بچه هایی که در این نوع آزمون ها نمره ی خوبی می آورند معمولاٌ بعدها نیز در « مهارت خواندن » موفقتر از بچه هایی خواهند بود که  نمره ی پائین آورده اند. البته معلمان با تجربه ی کودکستان ها اغلب به همان خوبی آزمون گرفتن و چه بسا بهتر از آن ، می توانند تشخیص دهند کدام بچه از نظر توانایی خواندن موفق تر از دیگران خواهند شد.

2-  آغاز خواندن:

در سال اول دبستان باید بچه ها را باشکل نوشتاری پاره ای از کلمات که از قبل شنیده اند و معنی آن ها را می دانند آشنا کرد و خواندن کلمه رانیز به آنها یاد داد این کار به دوروش انجام می گیرد در بعضی از مدرسه ها و نیز پاره ای از کتابهای از همان اول به کودک یاد می دهند که شکل یک کلمه را به طور کامل بشناسد و معنی آن را یاد بگیرد. در این روش در واقع بیش تر بر معنای کلمه تکیه می کنند . اما در روشی دیگر که روی آموزش « آواها » تکیه می کنند ، ابتدا صدایی را هر حرف الفبا نماینده ی آن آموزش می دهند و سپس به شناخت کلمه به طور مستقل می پردازند. این روش تقریباٌ در همه س برنامه های زبان آموزی رایج در جهان به کار می رود. بدین ترتیب کودک یاد می کیرد که به طور همزمان ، هم صداها را بشناسد و هم کلمه ها. باید دانست بیش از شصت سال تجربه و تحقیق نیز نشان داده است که آموزش نظام مند « آوا » در سال های دبستان ، حداقل سال سوم ابتدایی ، دستاورد بسیار خوبی به همراه می آورد.

معمول ترین و در واقع موفق ترین شیوه برای آموزش خواندن برنامه ای است که اجزای آن عبارتند از : دانش آموز ، مجموعه ای از ابزارهای آموزشی مکمل و دیگر مواد و عناصر مربوط . در این روش در واقع کودکان با واژگان خاص خودشان آموزش می بینند. عده ای به این روش ایراد می گیرند که با این شیوه دانش آموز چنان که باید « ادبیات زبان » را فرا نمی گیرد و در نتیجه نیاز او به یک « محتوای غنی آموزشی » تأمین نمی شود اما مدافعان برنامه چنین پاسخ می دهند که آنچه در آغاز آموزش نیاز است ، تنها تعداد معدودی لغت یا کلمه است تا دانش آموز با تمرکز روی آن ها نخست کلمات را به خوبی بشناسد و آن را تلفظ کند. پس ازاین مرحله چون کودک دیگر در خواندن توانا شده است خود به خود به ادبیات روی خواهد آورد.

در دو سه سال اول دوره ابتدایی ، بچه ها داستان یا نوشته ای را می خوانند که واژگان به کار رفته در آنها ، اغلب همان واژگان خودشان است ، یعنی واژگانی که با آن صحبت می کنند ( واژگان پایه) به تدریج که بیش تر می خوانند و یاد می گیرند آزموده تر می شوند و در روان خوانی و درک معانی و مفاهیم کلمات و عبارات پیشرفت می کنند. در نتیجه به سبب اختلافات فردی ، کم کم با یکدیگر تفاوت سطح پیدا می کنند . این تفاوت سطح ما را بر آن می دارد که بچه ها را از نظر توانایی خواندن دسته بندی کنیم و یا حتی آموزش را بر اساس توانایی های فردی هر یک از آنها سامان دهیم.

3-  بسط و گسترش مهارتها:

یک نکته بسیار مهم در آموزش خواندن این است که از سال های چهارم و پنجم دبستان به ویژه از دوره راهنمائی به بعد فعالیت خواندن که تا کنون بیش تر بر محور خواندن قصه و داستان ، با محتواها و مفاهیم معمولی دور میزد، ارتقا پیدا می کند و به خواندن نوشته هایی با محتوای مشکل و سخت تغییر جهت می دهد تا از این طریق ، کودکان با ایده ها و اندیشه های تازه آشنا شوند . در این مرحله است که باید به خاموش خوانی و بهتر بگوئیم به مهارت « مطالعه به منظور درک مطلب » بیش از گذشته اهمیت داد.

این تغییر رویکرد از « یاد گرفتن برای خواندن » به « خواندن برای یاد گرفتن » فوق العاده مهم است زیرا از این پس دانش آموز ناگزیر است از مهارت های خواندن ، برای درک واقعیتها و مفاهیم درس هایی چون مطالعات اجتماعی ( تاریخ ، جغرافیا و اجتماعی ) علوم تجربی و سایر موضوعات درسی استفاده کند. پیش گرفتن این خط مشی جدید برای پاره ای از دانش آموزان مشکل است حتی احتمال می رود موجب شود که سرعت خواندن آنها نسبت به سالهای پیش افت کند. این جاست که باید به اهمیت « درک مطلب » بیش از پیش توجه شود.

صاحب نظرانی که به درک مطلب  یافتن اهمیت می دهند آن را به مثابه « مجموعه ای از مهارت های فرعی خواندن » می دانند. مهارتهایی مثل استخراج معنای لغت از متن، فهمیدن هدف اصلی متن و استنباط از متن، یعنی نتیجه گیری هایی که صراحت در متن پیاده نشده اند و بالاخره متمایز شدن نظر از عمل یا تئوری از واقعیت. چنین برآورد شده است که مهارت خواندن خود شامل حدود 350 نوع مهارت فرعی است که باید در سال های ابتدایی آموزش داده شوند. صاحب نظران می گویند هدایت چنین برنامه ای به ویژه اعمال مدیریت بر چگونگی تهیه آزمونها و نیز تهیه تمرینهای مناسب برای هر فعالیت و مهارت، برای معلم کلاس کاری است دشوار و اگر قرار  باشد بر آموزش تک تک این مهارتها نیز تاکید و اصرار شود بچه ها را چنبره ای از یه اصطلاح کاغذ کاری ها گرفتار می کند و با پر کردن بیهوده اوقات آن ها مانع از این می شود که دانش آموزان از خواندن و به تعبیری دیگر از ادبیات لذت ببرند لذا اینان بر دادن درک مطلب به دانش آموز ، برای پرورش توانایی های عمومی او ، و نه مهارتی خاص تأکید می کنند و واژگان و در نهایت ، رشد  توانایی ها ی عقلی و منطقی دانش آموز می شود و همین است معنای « متمایز شدن نظر از عمل » که در بالا به آن اشاره کردیم.

پس از دوره راهنمائی ، دوره دبیرستان یا دانشگاه ، متن ها و نوشتارها انتزاعی ئ تا حدی مبهم می شوند علاوه بر این که بیش از پیش واژ های فنی و تخصصی بدان ها راه می یابند این جاست که دانشجو نه تنها باید اطلاعات و دانستنی های تازه ای را از متن به دست آورد بلکه هم چنین باید ضمن تحلیل انتقادی متن ، از سرعت مناسب خواندن نیز به تناسب مشکل بودن متن و هدف های آن برخوردار باشد . گذراندن آموزش های مناسب و اصولی در مراحل پیش سبب می شود دانش آموزان در این مرحله با مشکل کم تری روبه رو شوند.

4-  رشد مهارتهای خواندن:

مطالعه لغت یا لغت خوانی ، راهی است که دانشجویان سالهای بالاتر می توانند از طریق آن مهارتهای عالی خواندن را در خود تقویت کنند راهکارهای مناسب این کار عبارتند از استفاده از فرهنگ های لغت و مجموعه ها، تجزیه ی لغات ، و نیز تلاش در درک معنی واژه ها از خلال متن آنان باید هم چنین با توجه خاصی که به کلمات و لغات جدید می کنند ، دایره واژگانی خود را توسعه دهند ادامه دارد.

محاسن : طراحی تصویرهایی مثلاٌ با قلم مو و انگشت دست روی شن باعث رشد مهارتهای حرکتی ظریف کودک می شود کلاٌ نوشتن اعم از نقاشی کشیدن ، رنگ آمیزی و دیگر فعالیتها در کلاس باعث رشد و تقویت عضلات دست و هماهنگی چشم و دست می گردد. هم چنین باعث بالا رفتن قدرت تمرکز کودک می شود. مثلاٌ خط خطی کردن باعث پیشرفت مهارت نوشتن کودک در مراحل بعدی بسیار حائز اهمیت است. معلم با خواندن نوشته ی کودک و نشان دادن واکنش نسبت به آن و البته واکنش نسبت به خود مطلب و نه نحوه ی نوشتن خود آن موردی از نقش ارتباطی نوشتن را به کودک نشان می دهد از طرف دیگر با برگرداندن نوشته کودک به او طریقه ی پاسخ دادن و نیز صحیح نویسی را به کودک آموزش می دهد . به طور خلاصه می توان گفت نوشتن باعث رشد فیزیکی ، اجتماعی و شناختی در کودک می شود.

معایب: از جمله مهمترین معایب در دوره پیش دبستان می توان به این نکته اشاره کرد که حروف الفبا در حد نوشتن و آشنایی کودک باید آموزش داده شود ولی نمی توان به طور مستقیم به آن ها حروف را معرفی کرد چرا که این کار باعث می شود در سالهای بعد نیز یعنی در دوره دبستان که کودک از کلاس فراری بوده و باعث  بی حوصلگی به علت تکراری بودن مطالب درسی کلاس بشود.

**************************************************************

نویسنده : آزیتا قلاوند (شهید مصطفی خمینی ) 

**************************************************************

گرو ههای آموزش عمومی بوستان و گلستان

 گروه آموزش ابتدایی

بازگشت به گروه آموزش ابتدایی

 

+ نوشته شده توسط شهرام وحیدی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:15 |


Powered By
BLOGFA.COM